تبليغاتX
دبستان شهید اسدی


دبستان شهید اسدی

ولادت با سعادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیه بر شما مبارکباد

 

نوشته شده در 86/08/21| ساعت | توسط آقااحمدی| |

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار          هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو           ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين          ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

 

نوشته شده در 86/08/20| ساعت | توسط آقااحمدی| |

دبستان شهید اسدی جهت تقویت بنیه علمی دانش آموزان اقدام به برگزاری مسابقات علمی  در بین دانش آموزان پایه های دوم  و سوم و چهارم و پنجم نموده است. لازم به یادآوری است به ده نفر برتر هر پایه جوایزی اهدا خواهد شد.

مسابقه ی  علمی شماره ۲ آذر ماه۸۶  برگزار می گردد.

تلاش امروز=موفقیت فردا

 

نوشته شده در 86/08/20| ساعت | توسط آقااحمدی| |

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفايده)
كنيه: ابو عبداللّه
لقب: صادق
نام پدر: حضرت محمد بن على (ع )
نام مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر

تاريخ ولادت: يكشنبه 17 ربيع الاول ، سال 83 هجرى
مكان ولادت: مدينه
مدت عمر : 65 سال
علت شهادت: مسموميت
قاتل : منصور دوانيقى (خليفه عباسى )
زمان شهادت: يكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى
مدفن مطهر: قبرستان بقيع ( مدينه )


زندگي امام جعفر صادق (ع)

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الاول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدينه ديده به جهان گشود. اما بنا به گفته شيخ مفيد و كلينى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لكن ابن طلحه روايت نخست را صحيح ‏تر مى‏داند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد: چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روايت نخست، سال 80 هجرى، صحيح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتى نيمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با اين حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت كه از اين مقدار 12 سال و چند روزى و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است كه همين مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار مى‏آيد و نيز بقيه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملك و يزيد بن وليد عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است.

نوشته شده در 86/08/15| ساعت | توسط آقااحمدی| |

نگاهی نو به نقاشی کودکان

نمادهای اصلی اندامها درنقاشی کودکان
سر
معرف مرکز شخصیت، قدرت فکری و عامل اصلی کنترل فشارهای درونی است. کودکان، همیشه سرهای بزرگ ترسیم میکنند؛ ولی اگر سر، زیاد بزرگ باشد، نشانگر آن است که من کودک، بیش از حد طبیعی است.
صورت
چون بسیار اهمیت دارد، بیشتر تنها کشیده میشود. کودکان پرخاشگر، جزئیات آن را به حد اغراقآمیزی بزرگ، ترسیم میکند؛ در حالی که کودکان خجالتی، جزئیات را از نظر میاندازند و فقط دایرهٔ صورت را ترسیم میکنند.
دهان و دندانها
ممکن است معنی نیاز به مواد خوراکی را نمایان سازد و نیز به معنی پرخاشگری است. اگر لبها بسته باشند، نشاندهندهٔ تنش و فشار است. چانه نیز تمام قدرت مردانگی است.
چشمها
اجتماعی بودن کودک را نشان میدهد. کودکان خودستا، چشمها را با حالتهای درنده و وحشی میکشند. چون چشمها ارزش زیبائی نیز دارند؛ بنابراین دختران چشمها را خیلی بزرگ میکشند.
دستها و بازوها
در دوران اولیهٔ زندگی کودک برای شناخت محیط اطراف زیاد بهکار میرود. در مرحله بعد، بهعنوان پیشرفت من و سازگاری اجتماعی بهکار میآید. کودکان ضعیف و درونگرا، بیشتر برای آدمک، پا نمیگذارند و یا او را به حالت نشسته، نقاشی میکنند.
بالاتنه
اگر باریک و لاغر کشیده شود، مشخص کننده این است که کودک از اندام خود ناراضی است و یا از چاقی و بزرگ شدن، میترسد. بالاتنهٔ لاغر، ممکن است نشاندهندهٔ ضعف جسمانی واقعی باشد.
خانه
در نقاشیهای کودکان، خانه بیش از هر چیز دیگری کشیده میشود. بهطور معمول، کودک خانهای معمولی و پیشپاافتاده را ترسیم میکند؛ ولی با رشد کودک، ساختمان خانه نیز تکامل مییابد. هنگامی که پدر و مادر از هم جدا شده باشند. خانه به دو قسمت تقسیم میشود و بیشتر، دارای دو در ورودی است که یک قسمت از خانه نماد زندگی خانوادگی واقعی و قمست دیگر، نشانگر زندگی تحمیلشده بر کودک است.
درخت
ریشههائی که در زمین فرو رفته و درخت از آن غذا دریافت میکند، نماد فشارهای غریزی است. شاخهها و برگها، بیانگر طریق ارتباطی با دنیای خارج است. ریشه، نسبت به بقیهٔ قسمتهای درخت، اهمیت بیشتری دارد و نشانگر طبیعت عاشقانه و در عین حال، محاظفهکارانه کودک است، تنهٔ درخت ممکن است کوتاه یا بلند کشیده شود بچهها در سنین قبل از مدرسه، تنهٔ درخت را بلند ترسیم میکنند؛ ولی بعد از این سن، بلند بودن درخت، بیشتر نشانگر عقبماندگی فکر و یا بیماری عصبی و یا آرزوی بازگشت به دنیای قبل از مدرسه است. اگر تنهٔ درخت، کوتاه کشیده شود، نشانر جاهطلبی و بلندپرواز بودن کودک است.
اتومبیل:

در جامعههای امروزی، ماشین، نماد قدرت است؛ به همین دلیل در نقاشیهای کودکان به خصوص پسران، زیاد ماشین دیده میشود.
فاصلهٔ بین اشخاص نقاشی
اعضاء یک خانواده هماهنگ، در نقاشی کودکان همیشه دست در دست هم نشان داده میشوند. نزدیک شدن دو یا چندین شخصیت، نشانگر انس و افت واقعی آنان و یا تمایل کودک به آنان است. ولی اگر کودکی فکر کند که خواهرش بیشتر از او مورد توجه پدر و مادر است، خواهرش را بین پدر و مادر خود را دورتر از آنان قرار میدهد.
اگر یک کودک، نسبت به برادر کوچکش، احساس حسادت کند و از اینکه برادرش جای او را در گسترهٔ عواطف پدر و مادرش بگیرد وحشت داشته باشد، ممکن است در نقاشی خود او را حذف کند یا آنکه در موضع فرزند بزرگتر قرار دهد و خود را به شکل بچهٔ کوچکتر ترمیم کند و یا بالاخره به سادگی جای او را بگیرد.
جنسیت
مطالعههای زیادی به این نکته تأکید کردهاند که هنگامیکه از کودکان درخواست میشود نقش یک انسان را بکشند، اول جنسیتی را میکشند که خود دارند.
عاملهای شناختی و ادراکی در نقاشیهای کودک
در نقاشیهای کودک، تفاوت بسیار گستردهای میزان تفکر منطقی و آگاهانه و رفتار ناخودآگاه همچنین بین ظاهر و باطن اشیاء و خودمحوری و مردمدوستی کودک، به چشم میخورد. در سنین زیر ۷ سال، کودک چیزی را میکشد که فکر میکند باید باشد؛ بدون توجه به اینکه در عمل، آن را ببیند

نوشته شده در 86/08/15| ساعت | توسط آقااحمدی| |

 

در شرايطي كه راه و روش تربيت را نمي‌دانيم اگر هيچ اقدامي نكنيم، به تربيت فرزندان كمك بيشتري مي‌كنيم.

 اگر بتوانيم از تربيت ناشيانه خودداري ورزيم، به تربيت شدن كودكان ياري مؤثرتري مي‌رسانيم. اگر مي‌دانستيم كه رها كردن مشكلات موقت كودك به جاي دستكاري‌هاي ناشيانه چه‌قدر به بهبود و كاهش آنها كمك مي‌كند دست از درمان آسيب‌زا برمي‌داشتيم.

اگر مي‌دانستيم كه چگونه، چه حرف‌هايي نزنيم و چگونه، چه اندرزهايي ندهيم به رسايي پيام تربيت قدرت بيشتري مي‌بخشيديم. اگر مي‌دانستيم كه چگونه تربيت نكنيم و چگونه تعليم ندهيم و چگونه تشويق و تنبيه نكنيم، به خوديابي، خودآموزي و خود رهبري كودك ياري بيشتري مي‌رسانديم.

 اگر قدري تأخير در تربيت كودكان داشتيم به پختگي آنها كمك بيشتري مي‌كرديم. اگر از تب حرف باز مي‌ايستاديم، اگر از هجوم طرح‌ها و برنامه‌هاي تربيت عاريه‌اي دست برمي‌داشتيم، قوه كشف و ابداع در افراد را فزوني مي‌بخشيديم. اگر مي‌توانستيم حكيمانه خاموش باشيم، در تأثيرگذاري بر وجود فرزندانمان گوياتر بوديم. اگر مي‌توانستيم به موقع كنار بكشيم تا كودك، خود را نه در ما بلكه در خود باز يابد دخالت فعال‌تري در تربيت او داشتيم.

 اگر مي‌توانستيم اندكي نسبت به مسئوليت و رفع بي‌تفاوتي آنها كمك كنيم و اگر مي‌توانستيم به جاي آنها ارزش‌گذاري نكنيم؛ به استقلال، اعتماد به نفس، پشتكار و اراده آنها عظمت بيشتري مي‌بخشيديم و اگر مي‌توانستيم در محبت كردن معتدل باشيم، به جديت و اعتدال فرزندانمان در زندگي كمك بيشتري مي‌كرديم.

اگر مي‌توانستيم اراده كودكان را در مقابله با دشواري‌ها و چالش‌هاي زندگي تقويت كنيم به خودسازي، خودكفايتي و خود اتكايي آنها كمك بيشتري مي‌كرديم. اگر مي‌توانستيم و تحمل آن را داشتيم تا فرزندانمان را اندكي ناكام كنيم، آنها را به درك لذت كاميابي ارتقاء مي‌بخشيديم. اگر مي‌توانستيم طعم آزادگي و قناعت را در نداري و محروميت مصلحتي به آنان بچشانيم فضيلت سيري و مناعت طبع را در آنها دروني مي‌كرديم.

 اگر مي‌دانستيم كه نصيحت كردن، آموزش دادن نيست؛ ارايه مطالب ديني، تربيت ديني نيست؛ عادت دادن، ايجاد اخلاق دروني شده نيست؛ ياد دادن، تعليم دادن نيست؛ پاسخ دادن، قانع كردن نيست؛ نوازش كردن، محبت كردن نيست؛ ترحم كردن، احترام گذاشتن نيست؛ تعظيم كردن، تكريم كردن نيست و... به فهم راه و روش تربيت، نزديك‌تر مي‌شديم.

اگر مي‌دانستيم زينت دوستي، زيبايي دوستي نيست؛ آراسته شدن، لباس به رسم روز پوشيدن نيست؛ دانش‌آموختن، دريافت گواهي‌نامه نيست؛ پرهيزگار بودن، گريز از صحنه نيست؛ منعم بودن، پولدار بودن نيست؛ دلبسته بودن، برده بودن نيست؛ پاي بندي به وظيفه، تسليم بودن به فرمان ديگري نيست؛ مردم خواه بودن، مردم‌داري نيست؛ مصمم بودن، لجوج بودن نيست؛ موقر بودن، تكبر كردن نيست؛ احترام گذاشتن به خود، افاده نمودن به ديگران نيست؛ به عدالت رفتار كردن، تلافي نمودن نيست؛ شنيدن، گوش فرا دادن نيست؛ ديدن، بصيرت يافتن نيست؛ ايمن بودن، محفوظ ماندن نيست؛ آسودگي، لميدگي نيست؛ هم‌نوايي، هم انديشي نيست؛ محجوب بودن، مستور بودن نيست؛ مشاركت دادن، واگذار كردن نيست؛ حفظ كردن صرف قرآن، قرآني شدن نيست؛ امنيت رواني، روان آسايي نيست؛ اعانه دادن، عدالت ورزي نيست؛ دل‌خوشي، تن پروري نيست؛ خردورزي، دانش اندوزي نيست؛ پيشتاز بودن، پس راندن ديگران نيست؛ انضباط داشتن، افسار به گردن كردن نيست و... به فهم حقيقت «تربيت» و زيستن با «حقيقت» نزديك‌تر مي‌شديم.

اگر مي‌دانستيم قانون تربيت در درون طبيعت كودك به وديعه نهاده شده است، از قانون تراشي و نقش بازي در تربيت خودداري مي‌كرديم. اگر مي‌دانستيم تربيت واقعي، امري دروني، شخصي و خودانگيخته است، از تربيت بيروني، تحميلي و دگر انگيخته پرهيز مي‌كرديم.

اگر مي‌دانستيم كه تبليغ بدون ترغيب، ضد تبليغ است، از تبليغات صوري دست برمي‌داشتيم. اگر مي‌دانستيم كه تكرار كردن پيام، تحكيم بخشيدن به آن نيست، با كودكان به گونه‌اي ديگر رفتار مي‌كرديم. اگر مي‌دانستيم كه درصد عظيمي از ناهنجاري‌ها، كجروي‌ها، لجاجت‌ها، نافرماني‌ها، بزهكاري‌ها و اختلالات عاطفي كودكان و نوجوانان، ناشي از اقدامات تربيتي ما بزرگسالان است، دست از اين گونه اصلاحات و روش‌ها برمي‌داشتيم.

اگر مي‌دانستيم تربيت كردن وابسته كردن، مطيع كردن، بار آوردن، دست پرورده‌سازي كردن، رام نمودن نيست؛ بلكه برعكس، فتح مداوم موانع رشد، خوديابي دائمي، خود رهبري، خودگرداني و خويشتن گستري مستمر است، آن‌گاه از آسيب‌رساني به شخصيت كودك پرهيز مي‌كرديم. اگر مي‌دانستيم تربيت عاريه‌اي و تصنعي، مانع تربيت اصولي، ريشه‌اي و طبيعي است از قالب ريزي و قالب‌سازي‌هاي كليشه‌اي در تربيت كودكان خودداري مي‌كرديم.

اگر مي‌دانستيم ديني كردن، ديني شدن نيست؛ نقش دادن، نقش‌پذيري و الگوپذيري نيست؛ آموزش دادن، باوراندن نيست؛ اطلاعات دادن، ايجاد معرفت نيست؛ لوليدن، فعال بودن نيست و معتقد كردن، تبليغ كردن نيست؛ بدون ترديد از قيم بودن در جريان تربيت بازمي‌ايستاديم.

اگر مي‌دانستيم كه ياد دادن، مانع ياد گرفتن است، هر چه سريع‌تر به آموزش و پرورش يك سويه و حافظه محور پايان مي‌داديم. اگر مي‌دانستيم كه جست‌وجو براي كشف نادانسته‌ها چه‌قدر از دانسته‌ها براي كودك مفيدتر است، هيچ‌گاه ذهن دانش‌آموزان را انبار دانش و معلومات ذهني نمي‌كرديم.

 اگر مي‌دانستيم كه دستيابي به مجهول‌ مهم‌تر از دست يافتن به معلوم است به پرورش فكر كودك كمك بيشتري مي‌كرديم.

 اگر مي‌دانستيم كه تشنه كردن ذهن يادگيرنده از سيراب كردن ذهن وي، به رشد و خلاقيت او كمك بيشتري مي‌كند از پاسخ‌مداري و نمره‌گرايي در آموزش خودداري مي‌كرديم.

اگر مي‌دانستيم كه هدف تربيت، ايجاد نياز و تشنگي به حقيقت است تا كودك، خود به كشف آن دست يابد از ارايه مستقيم حقايق به كودك خودداري مي‌كرديم.

اگر مي‌دانستيم كه كودك از چيزي تبعيت مي‌كند كه در تراز رغبت فطري اوست، آن‌گاه هر پيامي را بر كانون رغبت او سوار مي‌كرديم و نه بر كانون رغبت و خواسته خود.

اگر مي‌دانستيم كه كودك تنها از كساني تبعيت مي‌كند كه مورد احترام اوست، آن‌گاه آموزش قوانين و ارزش‌ها را در قالب محبت و احترام ياد مي‌داديم.

 اگر مي‌دانستيم كه اثر يك نما و يك نگاه معني‌دار و نافذ در تربيت، گوياتر از هزاران برنامه، پيام، كتاب و... است تربيت نمادين را با تربيت كلامي همراه مي‌كرديم.

 اگر مي‌دانستيم كه تغيير رفتار و تحول در ساختار روان آدمي تنها در هنگام پذيرش دروني حاصل مي‌شود، قبل از پاشيدن بذر به حاصل خيز كردن زمين مي‌پرداختيم.

 

نوشته شده در 86/08/13| ساعت | توسط آقااحمدی| |

قابل توجه اولیاء محترم دانش آموزان:

جلسه انجمن اولیاء و مربیان دبستان شهید اسدی در روز چهارشنبه ۹/۸/۸۶ از ساعت ۲:۳۰ الی ۴ بعدازظهر در سالن هلال احمر شهریار برگزار می گردد.

موضوع جلسه:گزارش عملکرد انجمن طی سال تحصیلی گذشته

انتخابات انجمن اولیاء و مربیان

نوشته شده در 86/08/08| ساعت | توسط آقااحمدی| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست