به نام خدا- سوالات علمی پايه ی پنجم دبستان شهيد اسدی مهر88 نام و نام خانوادگی:
1-طنابی به طول 24 متر را چند بار تا بزنيم تا به قطعات 3 متری تقسيم شود؟
الف) 3 بار5 ب) 4بار5 ج)5بار5 د)8بار5
2-با ميله ای به طول 36 متر يک مربع ساختيم مساحت اين مربع چند متر مربع است؟
36 5 635 815 1235
3-حسن و علی و محسن برادرند .هر يک از آنها يک خواهر دارند .اين خانواده چند نفره است؟
45 65 85 105
4-علی در وسط يک صف ايستاده است. از هر طرف که بشماريم او نفر هفدهم است. در اين صف چند نفر ايستاده اند؟
345 405 335 355
5-وقتی آب به جوش می آيد .........در مولکولهای آن زياد می شود
کشش5 ربايش5 جنبش5 فشار5
6-کدام يک صفت است؟
بزرگ5 ديوار5 همسايه5 مرغ5
7-معنی آيه ی ((الله صمد))چيست؟
خدا يکتاست5 خدا بی نياز است5 خدا مهربان است5 خدا داناست5
8-30- در جمله ی (( هوای امروز آفتابی است.)) گزاره از چند کلمه تشکيل شده است؟
1) 4o 2) 3o 3)2o 4) 1o
9-هم خانواده ی کلمه (صادق) کدام است؟
صندوق5 صناديق5 راستگو5 صداقت5
10-مترادف (سودمند) کدام است؟
ضرر5 مضر5 سودا5 مفيد5
11-در جای خالی چه عددی بنويسيم .......48 – 12-4-2
545 875 2405 1985
12متضاد کلمه ی ((خوب)) کدام است؟
الف)زشت5 ب)زيبا5 3)بد5 4) خوبتر5
13- باقيمانده ی تقسيم 7483020 بر 9 کدام است؟
05 4 5 65 55
14-اصل توحيد يعنی چه؟
خداوند توانست5 خداوند داناست5 خداوند يکتاست5 خداوند مهربان است5
15-اگر ماه قبل ،مرداد بوده باشد، دو ماه بعد چه ماهی است؟
خرداد5 شهريور5 مهر5 آبان5
16-برادر ِمادر ِ پسر خاله ی شما چه نسبتی با برادر شما دارد؟
عمو5 دائی5 شوهر خاله5 شوهر عمه5
17-علی ساعت 7 صبح از خانه خارج و ساعت 5 بعد از ظهر به خانه باز گشت. او چند ساعت بيرون خانه بود؟
2ساعت5 5 ساعت5 8ساعت5 10 ساعت5
18-اتم های سازنده ی کدام دسته از مواد زير يکسان است؟
آب-آهنo اکسيژن- آهنo طلا-آبo مس-نمکo
19-در لغت نامه کدام کلمه قبل از کلمات ديگر نوشته می شود؟
احتسابo احترامo احتراقo احترازo
20-ربعِ نصفِ خمسِ ثلثِ عدد ی 3 می باشد. آن عدد کدام است؟
240o 360o 569o 653o
دانا خداي مهربان
اندر زمين و آسمان
هر چيز يا هرگونه كار
باشد به پيشش آشكار
هركس بگويد حرف زشت
جايش نباشد در بهشت
آهسته گويي يا بلند
داند خداي ارجمند
هر روز و شب نامش بخوان
منما خدا دور از زبان
يزدان هميشه يار تو
خشنود باد از كار تو
فارسي سوم- 1322
دينداري
تو را بهترين مايه دينداري است
كه دين رهنماي نكوكاري است
تو را دين نمايد ره زندگي
خداي جهان را كني بندگي
هر آن كس كه باشد خرد رهبرش
نهد سر به فرمان پيغمبرش
كند ار بديها دل خويش پاك
زدانش كند جان خود تابناك
نصيبش در اين گيتي آسايش است
در آن گيتياش بهره بخشايش است
چهارم- 1333
بچهي خوب
بچهي خوب و عاقل و هوشيار
اول صبح ميشود بيدار
ميرود از اتاق خود بيرون
ميبرد آب و حوله و صابون
ميكند دست و روي خود را پاك
خوب دندان خويش را مسواك
ميزند شانهي تميز به موي
صاف و براق ميكند سر و روي
مينمايد لباس تميز دربر
ميرود با ادب به پيش پدر
سخن اول و شروع كلام
ميكند با پدر به مهر سلام
ميرود با دهان خندان پيش
ميزند بوسه دست مادر خويش
مينشيند براي صبحانه
بعد از آن ترك ميكند خانه
به دبستان براي كسب كمال
بچهي خوب ميرود خوشحال
فارسي دوم- 1322
سه دزد
دو نفر دزد خري را دزديدند
سرتقسيم به هم جنگيدند
آن دو بودند چو گرم زد و خورد
دزد سوم خرشان را زد و برد
فارسي دوم- 1322
من بابا را خيلي دوست دارم
باباي خوب و پيرم
دستش را من ميگيرم
چه خوب و مهربان است
چه قدر خوشزبان است
آن ريش مثل برفش
بامزه كرده حرفش
چين و چروك رويش
رنگ سفيد مويش
بابا را كرده زيبا
اندازهي يك دنيا
شبها كه آيد خانه
با گفتن فسانه
در چشم ما كند خواب
تا صبح پيش از آفتاب
به احترام بابا
با هم ميكشيم هورا
اول دبستان- 1329
اسب
اسب است كه مركبسواري است
حيوان نجيب و هوشياري است
يابو بود اسب آب بشكه
وان اسب كه ميكشد درشكه
فارسي دوم- 1322
سگ
اين سگ كه بود رفيق چوپان
همراه شود به گوسفندان
گرگي اگر از كمين درآيد
تا از گله طعمهاي ربايد
عوعو كند و شبان بخواند
تا از گله گرگ را براند
گاو
با ياري گاو برزگرها
كاوند و كنند دشت ودرها
از گاو چو زاد، شير گيرند
و زآن كره و پنير گيرند
گاو است اگر چه رام و هموار
شاخت زند ار كنيش آزار
خر
خر جانوري بود بيآزار
آماده براي بردن بار
چون نرم بود به راهواري
گويند بود خر سواري
نام دگرش درازگوش است
گويند كه بيشعور و هوش است
فارسي دوم- 1322
جوجه طلايي
من جوجه را گرفتم
او را بوسيده گفتم
جوجه جوجه طلايي
نوكت سرخ و حنايي
تخم خود را شكستي
چگونه بيرون جستي
گفتا جايم تنگ بود
ديوارش از سنگ بود
نه پنجره نه در داشت
نه كس زمن خبر داشت
ديدم چنين جاي تنگ
نشستن آورد ننگ
به خود دادم يك تكان
مثل رستم پهلوان
تخم خود را شكستم
زود به بيرون جستم
اول- 1329
بلبل با گلها
من در دبستان
ميكنم بازي
دل شاد و خندان
او در گلستان
من در دبستان
• • •
پروانه خوشرنگ
چابك و زرنگ
ميكند بازي
ميپرد قشنگ
او در گلستان
من در دبستان
• • •
گل باشد اگر
خوشرنگ و خوشبو
من هستم اما
خوشرو و خوشخو
او در گلستان
من در دبستان
اول ابتدايي- 1329
كار آزاد
كار آزادم و آزادهپرست
گنج عالم همه در دست من است
طالب من نكشد منت كس
اعتمادش به خدا باشد و بس
به كسي نيست نيازش هرگز
نيست در زندگي خود عاجز
دولت و بخت مددكار وي است
فكر و نيرو همه جا يار وي است
بيخبر گوش وي از چون و چراست
نخورد هيچ غمي از كم و كاست
كس نگويد به وي كه آنجا بنشين
نه چنان كن، نه چرا شد، نه چنين
هست آقاي خود و نوكر خويش
از كسي نيست دلش در تشويش
كس برايش نشود كارگزين
كار او را نكند كس تعيين
آخرين پايه بود پايهي او
هست ماهانه او مايهي او
هر كجا خوب بود جاي وي است
حد او عالم و پهناي وي است
كار هر زندهدل آزاد بود
هر كه آزاد بود شاد بود
اي جوان بشنو و غافل نشوي
از پي كار اداري نروي
چهارم-1330
حمد خدا
حمد بر كار كردگار يكتا باد
كه مرا شوق درس خواندن داد
آشنا كرد چشم من به كتاب
داد توفيق خيرم از هر باب
در سر من هواي درس نهاد
در دل من محبت استاد
چهارم - 1333
من پسرم
من كه از گل بهترم
پسرم من پسرم
حرفهاي مادرم
نرود از نظرم
در دبستان همه را
محترم ميشمرم
از خوشاخلاقي من
هست راضي پدرم
من دخترم
بچهها من دخترم
در خوشزباني نوبرم
در خانهداري ماهرم
شريك كار مادرم
چهرهي شاد من ببين
شيرين به مثل شكرم
اول –1339
فريدون
فريدون مهربان است
عزيز كودكان است
به نرمي ميزند حرف
هميشه خوشزبان است
به هر جا كودكاناند
فريدون در ميان است
فريدون نيست ترسو
خودش يك پهلوان است
نميگويد مگر راست
كه حسنش در همان است
فرزندان ايران
ما گلهاي خندانيم
فرزندان ايرانيم
ما سرزمين خود را
مانند جان ميدانيم
• • •
ما بايد دانا باشيم
هوشيار و بينا باشيم
از بهر حفظ ايران
بايد توانا باشيم
• • •
آباد باش اي ايران
آزاد باش اي ايران
از ما فرزندان خود
دل شاد باش اي ايران
دوم - 1340
ميهن خويش را كنيم آباد
سر زد از پشت ابرها خورشيد
باغ و بستان دوباره زيبا شد
فصل سرما و برف و باد گذشت
موقع گردش و تماشا شد
• • •
در چمن بر درخت گل بلبل
وه چه شيرين ترانهاي دارد
هست خشنود و شادمان زيرا
وطني، آشيانهاي دارد
• • •
كودكان اين زمين و آب و هوا
اين درختان كه پرگل و زيباست
باغ و بستان و كوه و دشت همه
خانه ما و آشيانهي ماست
• • •
دست به دست هم دهيم به مهر
ميهن خويش را كنيم آباد
يار و غمخوار همدگر باشيم
تا بمانيم خرم و آزاد
چهارم – 1341
فروردين ماه گلها
فروردين ماه گلها
دنيا دارد تماشا
ارديبهشت
از سبزه
زيبا ميگردد صحرا
خرداد آيد پياپي
ميوههاي گوارا
• • •
تير آرد با خود گرما
گرمك ميگردد پيدا
مرداد از هندوانه
پر ميشود همه جا
شهريور آيد انگور
با خوشههاي زيبا
• • •
مهر آرد برگريزان
كمكم ميبارد باران
آبان انار رنگين
آويزد از درختان
آذر به و خرمالو
پيدا شود فراوان
• • •
دي پرتقال و ليمو
آيد خوشرنگ و خوشبو
بهمن برف و يخبندان
آيد با سوز از هر سو
اسفند آيد بنفشه
سبزه دمد لبجو
فارسي دوم- 1341
چشمك بزن ستاره
شد ابر پاره پاره
چشمك بزن ستاره
كردي دل مرا شاد
تابان شدي دوباره
ديدي كه دارمت دوست
كردي به من اشاره
چشمك بزن ستاره
شد ابر پاره پاره
در روز ناپديدي
شب روشن و سپيدي
در ابرهاي تيره
چون نقطهي اميدي
پنهان اگر شوي باز
ديدي مرا، نديدي
چشمك بزن ستاره
شد ابر پاره پاره
با هر مسافري يار
با دوستان وفادار
شبهاي سرد و خاموش
من خوابم و تو بيدار
با نور آسماني
بر ما شوي پديدار
چشمك بزن ستاره
شد ابر پاره پاره
دوم - 1344
درخت
به دست خود درختي مينشانم
به پايش جوي آبي ميكشانم
كمي تخم چمن بر روي خاكش
براي يادگاري ميفشانم
• • •
درختم كمكم آرد برگ و باري
بسازد بر سر خود شاخساري
چمن رويد در آن جا سبز و خرم
شود زير درختم سبزهزاري
• • •
به تابستان كه گرما رو نمايد
درختم چتر خود را ميگشايد
خنك ميسازد آن جا را زسايه
دل هر رهگذر را ميربايد
سوم- 1347
كتاب
من يار مهربانم
دانا و خوشبيانم
گويم سخن فراوان
با آن كه بيزبانم
هر مشكلي كه داري
مشكلگشاي آنم
پندت دهم فراوان
من يار پند دانم
من دوستي هنرمند
با سود و بيزيانم
از من مباش غافل
من يار مهربانم
فارسي دوم- 1346


