۱۷مورد که والدین برای مقابله با مشکلات نوجوانان باید مورد توجه قرار دهند :
۱) شناخت شخصیت نوجوان:
ما والدین با شناخت ویژگیهای دوره نوجوانی بسیاری از رفتارهای ناخوشایند آنان را غیرطبیعی نپنداریم که موجب بروز عکسالعمل در ما شود و به تیرگی روابط با نوجوان نیانجامد.
۲) استفاده از روش تغافل (نادیده گرفتن:
از موثرترین روشهای تربیتی در این دوره «روش تغافل» است. یعنی مسائل و مشکلات نوجوان را بزرگ نشان ندهیم که در او ایجاد وحشت نماید و یا او را به لحاظ رفتارهایش دائم باز خواست ننمائیم بلکه نوجوان بایستی همواره در حالت خوف و رجاء باشد.
۳) ایفای نقش راهنمایی بجای دستوری:
در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او، خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود.
۴) آموزش:
مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع میباشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطرابهای نوجوانی آموزشهای لازم در مورد بلوغ، دوستیابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت، برنامهریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود.
۵) برقراری رابطه دوستانه و عاقلانه:
ما والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجاد میکنیم.
۶) اعتماد سازی:
باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه میکند.
۷) ارتباط کلامی مقدمه ارتباط عاطفی:
ما والدین با تنظیم ساعات کار خود و بسترسازی مناسب در منزل بایستی فرصت کافی برای «ارتباطهای کلامی» با اعضای خانواده به ویژه نوجوان را فراهم آوریم چرا که ارتباط کلامی خود مقدمه «ارتباط عاطفی» است که نوجوان سخت به آن نیازمند است.
۸) تاکید بر محبت و پرهیز از خشونت:
ارتباط با نوجوان اگر بر اساس عشق و علاقه و صمیمیت استوار باشد اعتماد به نفس را در او تامین و تضمین مینماید و اگر بافشار و خشونت همراه باشد ممکن است موجب اختلال عصبی و دشواریهای روانی در او شود.
۹) الگوهای رفتاری والدین:
نوجوان علاقمند است که والدین دارای شخصیتی مستحکم و با ثبات و پایدار باشند چون به اتکاء شخصیت و همانند سازی آنان نیازمند است و توجه والدین به الگوهای رفتاری خود مورد تاکید است.
۱۰) پرهیز از مناقشات خانوادگی:
خانه بایستی محل آرامش و امن و مستحکمی برای اعضاء خانواده به ویژه نوجوان باشد و مناقشات و جرو بحثها و دعواهای علنی والدین به آن لطمه نزند و بهانه گریز نوجوان از خانواده را فراهم نیاورد.
۱۱) گوش دادن:
با نوجوان صحبت کنیم و به سخنان او با علاقه گوش فرا دهیم و بدانیم که خوب گوش کردن به حرفهای نوجوان رمز ارتباط موثر با اوست.
۱۲) تکیه بر نقاط قوت:
با مشاهده ی برخی ضعفها، نوجوان را تحقیر و سرزنش و یا با دیگران مقایسهاش نکنیم بلکه بیشتر سعی نمائیم برای از بین بردن ضعفهایش قوتش را تجلی بخشیم.
۱۳) انتظار به اندازه:
با کسب شناخت همه جانبه از نوجوان به اندازه ی توان و ظرفیت وجودیش از وی انتظار داشته باشیم.
۱۴) اجازه خطا کردن به نوجوان بدهیم:
نوجوان بایستی بیاموزد که از مشکلات گریزان نباشد بلکه برای حل مشکلاتش به دنبال کشف راه حل باشد و این زمانی است که اجازه خطا کردن را به او بدهیم تا از خطا کردن احساس گناه نکند و بتواند فرصت یافتن راه حل را بیابد.
۱۵) مشورت با نوجوان:
نوجوان در اندیشه ی مستقل شدن است بنابراین نبایستی عقاید خود را بر او تحمیل کنیم بلکه بایستی او را تحمل کرد و با مشورت گرفتن از او در امور خانه در کسب استقلال یاریش کنیم.
۱۶) فعال بودن نقش پدر در تربیت نوجوان:
همانگونه که «مادر» نخستین گذرگاه کودک و نوجوان به زندگی اجتماعی است آنچه که بسیار مورد نیاز یک نوجوان است وجود «پدری» است که خانواه بتواند بر او تکیه کند. «پدری» که گرم، مهربان و پرشور باشد.
۱۷) پذیرش بدون قید و شرط نوجوان:
نوجوان را همانطور که نشان میدهد بپذیریم نه آنطور که در رویا و تخیل خود تصور میکنیم و بدانیم اگر نوجوان در خانواده مورد احترام قرار گیرد، یاد میگیرد خودش را آنطور که هست بپذیرد

در شرايطي كه راه و روش تربيت را نميدانيم اگر هيچ اقدامي نكنيم، به تربيت فرزندان كمك بيشتري ميكنيم.
اگر بتوانيم از تربيت ناشيانه خودداري ورزيم، به تربيت شدن كودكان ياري مؤثرتري ميرسانيم. اگر ميدانستيم كه رها كردن مشكلات موقت كودك به جاي دستكاريهاي ناشيانه چهقدر به بهبود و كاهش آنها كمك ميكند دست از درمان آسيبزا برميداشتيم.
اگر ميدانستيم كه چگونه، چه حرفهايي نزنيم و چگونه، چه اندرزهايي ندهيم به رسايي پيام تربيت قدرت بيشتري ميبخشيديم. اگر ميدانستيم كه چگونه تربيت نكنيم و چگونه تعليم ندهيم و چگونه تشويق و تنبيه نكنيم، به خوديابي، خودآموزي و خود رهبري كودك ياري بيشتري ميرسانديم.
اگر قدري تأخير در تربيت كودكان داشتيم به پختگي آنها كمك بيشتري ميكرديم. اگر از تب حرف باز ميايستاديم، اگر از هجوم طرحها و برنامههاي تربيت عاريهاي دست برميداشتيم، قوه كشف و ابداع در افراد را فزوني ميبخشيديم. اگر ميتوانستيم حكيمانه خاموش باشيم، در تأثيرگذاري بر وجود فرزندانمان گوياتر بوديم. اگر ميتوانستيم به موقع كنار بكشيم تا كودك، خود را نه در ما بلكه در خود باز يابد دخالت فعالتري در تربيت او داشتيم.
اگر ميتوانستيم اندكي نسبت به مسئوليت و رفع بيتفاوتي آنها كمك كنيم و اگر ميتوانستيم به جاي آنها ارزشگذاري نكنيم؛ به استقلال، اعتماد به نفس، پشتكار و اراده آنها عظمت بيشتري ميبخشيديم و اگر ميتوانستيم در محبت كردن معتدل باشيم، به جديت و اعتدال فرزندانمان در زندگي كمك بيشتري ميكرديم.
اگر ميتوانستيم اراده كودكان را در مقابله با دشواريها و چالشهاي زندگي تقويت كنيم به خودسازي، خودكفايتي و خود اتكايي آنها كمك بيشتري ميكرديم. اگر ميتوانستيم و تحمل آن را داشتيم تا فرزندانمان را اندكي ناكام كنيم، آنها را به درك لذت كاميابي ارتقاء ميبخشيديم. اگر ميتوانستيم طعم آزادگي و قناعت را در نداري و محروميت مصلحتي به آنان بچشانيم فضيلت سيري و مناعت طبع را در آنها دروني ميكرديم.
اگر ميدانستيم كه نصيحت كردن، آموزش دادن نيست؛ ارايه مطالب ديني، تربيت ديني نيست؛ عادت دادن، ايجاد اخلاق دروني شده نيست؛ ياد دادن، تعليم دادن نيست؛ پاسخ دادن، قانع كردن نيست؛ نوازش كردن، محبت كردن نيست؛ ترحم كردن، احترام گذاشتن نيست؛ تعظيم كردن، تكريم كردن نيست و... به فهم راه و روش تربيت، نزديكتر ميشديم.
اگر ميدانستيم زينت دوستي، زيبايي دوستي نيست؛ آراسته شدن، لباس به رسم روز پوشيدن نيست؛ دانشآموختن، دريافت گواهينامه نيست؛ پرهيزگار بودن، گريز از صحنه نيست؛ منعم بودن، پولدار بودن نيست؛ دلبسته بودن، برده بودن نيست؛ پاي بندي به وظيفه، تسليم بودن به فرمان ديگري نيست؛ مردم خواه بودن، مردمداري نيست؛ مصمم بودن، لجوج بودن نيست؛ موقر بودن، تكبر كردن نيست؛ احترام گذاشتن به خود، افاده نمودن به ديگران نيست؛ به عدالت رفتار كردن، تلافي نمودن نيست؛ شنيدن، گوش فرا دادن نيست؛ ديدن، بصيرت يافتن نيست؛ ايمن بودن، محفوظ ماندن نيست؛ آسودگي، لميدگي نيست؛ همنوايي، هم انديشي نيست؛ محجوب بودن، مستور بودن نيست؛ مشاركت دادن، واگذار كردن نيست؛ حفظ كردن صرف قرآن، قرآني شدن نيست؛ امنيت رواني، روان آسايي نيست؛ اعانه دادن، عدالت ورزي نيست؛ دلخوشي، تن پروري نيست؛ خردورزي، دانش اندوزي نيست؛ پيشتاز بودن، پس راندن ديگران نيست؛ انضباط داشتن، افسار به گردن كردن نيست و... به فهم حقيقت «تربيت» و زيستن با «حقيقت» نزديكتر ميشديم.
اگر ميدانستيم قانون تربيت در درون طبيعت كودك به وديعه نهاده شده است، از قانون تراشي و نقش بازي در تربيت خودداري ميكرديم. اگر ميدانستيم تربيت واقعي، امري دروني، شخصي و خودانگيخته است، از تربيت بيروني، تحميلي و دگر انگيخته پرهيز ميكرديم.
اگر ميدانستيم كه تبليغ بدون ترغيب، ضد تبليغ است، از تبليغات صوري دست برميداشتيم. اگر ميدانستيم كه تكرار كردن پيام، تحكيم بخشيدن به آن نيست، با كودكان به گونهاي ديگر رفتار ميكرديم. اگر ميدانستيم كه درصد عظيمي از ناهنجاريها، كجرويها، لجاجتها، نافرمانيها، بزهكاريها و اختلالات عاطفي كودكان و نوجوانان، ناشي از اقدامات تربيتي ما بزرگسالان است، دست از اين گونه اصلاحات و روشها برميداشتيم.
اگر ميدانستيم تربيت كردن وابسته كردن، مطيع كردن، بار آوردن، دست پروردهسازي كردن، رام نمودن نيست؛ بلكه برعكس، فتح مداوم موانع رشد، خوديابي دائمي، خود رهبري، خودگرداني و خويشتن گستري مستمر است، آنگاه از آسيبرساني به شخصيت كودك پرهيز ميكرديم. اگر ميدانستيم تربيت عاريهاي و تصنعي، مانع تربيت اصولي، ريشهاي و طبيعي است از قالب ريزي و قالبسازيهاي كليشهاي در تربيت كودكان خودداري ميكرديم.
اگر ميدانستيم ديني كردن، ديني شدن نيست؛ نقش دادن، نقشپذيري و الگوپذيري نيست؛ آموزش دادن، باوراندن نيست؛ اطلاعات دادن، ايجاد معرفت نيست؛ لوليدن، فعال بودن نيست و معتقد كردن، تبليغ كردن نيست؛ بدون ترديد از قيم بودن در جريان تربيت بازميايستاديم.
اگر ميدانستيم كه ياد دادن، مانع ياد گرفتن است، هر چه سريعتر به آموزش و پرورش يك سويه و حافظه محور پايان ميداديم. اگر ميدانستيم كه جستوجو براي كشف نادانستهها چهقدر از دانستهها براي كودك مفيدتر است، هيچگاه ذهن دانشآموزان را انبار دانش و معلومات ذهني نميكرديم.
اگر ميدانستيم كه دستيابي به مجهول مهمتر از دست يافتن به معلوم است به پرورش فكر كودك كمك بيشتري ميكرديم.
اگر ميدانستيم كه تشنه كردن ذهن يادگيرنده از سيراب كردن ذهن وي، به رشد و خلاقيت او كمك بيشتري ميكند از پاسخمداري و نمرهگرايي در آموزش خودداري ميكرديم.
اگر ميدانستيم كه هدف تربيت، ايجاد نياز و تشنگي به حقيقت است تا كودك، خود به كشف آن دست يابد از ارايه مستقيم حقايق به كودك خودداري ميكرديم.
اگر ميدانستيم كه كودك از چيزي تبعيت ميكند كه در تراز رغبت فطري اوست، آنگاه هر پيامي را بر كانون رغبت او سوار ميكرديم و نه بر كانون رغبت و خواسته خود.
اگر ميدانستيم كه كودك تنها از كساني تبعيت ميكند كه مورد احترام اوست، آنگاه آموزش قوانين و ارزشها را در قالب محبت و احترام ياد ميداديم.
اگر ميدانستيم كه اثر يك نما و يك نگاه معنيدار و نافذ در تربيت، گوياتر از هزاران برنامه، پيام، كتاب و... است تربيت نمادين را با تربيت كلامي همراه ميكرديم.
اگر ميدانستيم كه تغيير رفتار و تحول در ساختار روان آدمي تنها در هنگام پذيرش دروني حاصل ميشود، قبل از پاشيدن بذر به حاصل خيز كردن زمين ميپرداختيم.
عنوان مقاله: چگونه فرزند خود را براي مدرسه آماده کنيم ؟
منبع:مجله رشد معلم















مي توان گفت ، هيچ ويژگي و مهارتي وجود ندارد که بچه ها براي پيشرفت در مدرسه به آن نياز نداشته باشند. برخي از اين ويژگي ها و مهارت ها عبارتند از : بهداشت خوب و سلامت جسماني ، بلوغ فکري و اجتماعي ، مهارت هاي زباني ، توانايي حل مسأله ، تفکر خلاق ، و اطلاعات عمومي درباره جهان .
در حالي که به فرزند خود کمک مي کنيد در هر يک از زمينه هاي ياد شده پيشرفت کند ، به خاطر داشته باشيد که :
О ميزان پيشرفت بچه ها متفاوت است.
О بعضي بچه ها در بعضي زمينه ها قوي ترند.
همچنين به خاطر داشته باشيد که آماده شدن براي مدرسه ، تا حدي به انتظارات مدرسه مورد نظر از دانش آموز بستگي دارد. ممکن است مدرسه اي بخواهد ، کودک در گوشه اي ساکت بنشيند و الفبا بياموزد و مدرسه ديگري انتظار داشته باشد ، دانش آموز با بچه هاي ديگر پيش برود.
به نظر مي رسد ، بچه هايي که مي توانند خود را با انتظارات مدرسه وفق دهند ، ازآمادگي بهتري برخوردارند. ممکن است شما دوست داشته باشيد از مدرسه فرزند خود ديدن کنيد و از انتظارات مدير و معلمان مدرسه اطلاع يابيد. و درباره اختلافات نظر خود با آن ها به بحث بپردازيد. هر چند مدرسه ها در برنامه هاي خود اولويت هاي متفاوتي دارند ، اما بسياري از مربيان درباره عواملي که در موفقيت دانش آموزان نقش به سزايي دارند ، هم عقيده اند. اين عوامل عبارتند از :
بهداشت و سلامت جسماني
کودکان به غذاي خوب ، خواب کافي ، فضاي مناسب براي بازي و مراقبت هاي پزشکي نيازمندند. اگر اين امکانات براي بچه ها فراهم شود ، آن ها مي توانند زندگي خوبي را شروع کنند و مشکلاتي را که در زندگي با آنها روبرو مي شوند ، مانند ، ناراحتي هاي جسماني و مشکلات يادگيري ، کاهش دهند.
بهداشت مطلوب براي بچه ها ، قبل از تولد و با مراقبت هاي پيش از زايمان آغاز مي شود. مادران باردار ، در طول دوره بارداري حتماً بايد به پزشک يا درمانگاه مراجعه کنند ، غذاهاي مقوي بخورند ، از مصرف الکل ، توتون و مواد مخدر بپرهيزند و استراحت کافي داشته باشند. زنان بارداري که از مراقبت هاي پزشکي مناسبي برخوردار نيستند ، شانس تولد بچه هايي با ويژگي هاي زير را افزايش مي دهند :
О هنگام تولد وزن کمي دارند و امکان اين که در طول زندگي با مشکلات جسمي و ناتواني در يادگيري روبه رو شوند ، زياد است.
О دچار آسم هستند.
О عقب افتادگي ذهني دارند.
О داراي مشکلات گفتاري و زباني هستند.
О قدرت تمرکز ذهني ندارند .
О بيش فعالند.
اگر کودک شما برخي از اين مشکلات را دارد و يا قبلاً داشته است ، هر چه زودتر با پزشک حوزه مدرسه يا نماينده هاي محلي خود مشورت کنيد. بسياري از جمعيت ها ، خدمات رايگان يا ارزان قيمتي براي کمک به شما و فرزندتان ارائه مي دهند.
کودکان ، بعد از تولد نيز بايد از بهداشت مناسب برخوردار باشند. يک رژيم غذايي خوب مي تواند در اين زمينه بسيار مؤثر باشد. بچه هاي که در سنين مدرسه هستند ، اگر غذاي خوب و مقوي مصرف کنند ، تمرکز بهتري در کلاس درس خواهند داشت. غذاي آن ها بايد شامل اين مواد باشد : انواع نان ، غلات ، ميوه ، سبزيجات ، گوشت ، مرغ ، ماهي و يا جانشين آن ها ( مانند : تخم مرغ ، لوبيا و نخود خشک شده ) ، شير ، پنير و ماست . بهتر است ، از خوردن چربي و شيريني زياد بپرهيزند. معمولاً بچه هاي 2 تا 5 ساله مي توانند غذاهايي را مصرف کنند که بزرگ ترها مي خورند ؛ البته در حجم کم تر. پزشک کودک شما يا درمانگاه ها ، توصيه هاي خوبي براي تغذيه کودکان و بچه هاي نو پاي زير 2 سال دارند.
بچه هاي پيش دبستاني ، به طور مرتب ، به معاينات پزشکي ، دندانپزشکي و واکسيناسيون نيازمندند. مراقبت هاي پزشکي به صورت دائمي به اندازه زماني که بچه ها بيمار يا دچار صدمه جسماني شده اند ، اهميت دارد.
واکسيناسيون کودکان از حدود 2 ماهگي شروع مي شود و آن ها را از ابتلا به 9 بيماري : سرخک ، اوريون ، سرخجه ، ديفتري ، کزاز ، سياه سرفه ، آنفلوانزا ، فلج اطفال و سل مصون مي سازد. اين بيماري ها ، مي توانند صدمات جبران ناپذيري به رشد ذهني و جسمي کودکان وارد آورند . معاينه دندان هاي کودکان نيز حداقل از 3 سالگي آغاز مي شود و بايد به طور مرتب ادامه يابد.
ايجاد فرصت هايي براي ورزش و رشد هماهنگ بدني ، براي بچه هاي پيش دبستاني ، اهميت خاصي دارد. آن ها همچنين براي تقويت ماهيچه هاي بزرگ بدن ، به تمرين هايي مانند : پرتاب توپ ، دويدن ، جهيدن ، بالا رفتن و حرکات موزون نياز دارند. تمرين هايي که براي تقويت ماهيچه هاي کوچک بدن ، به خصوص ماهيچه هاي دست ها و انگشتان توصيه مي شود ، عبارتند از : نقاشي با مداد رنگي ، درست کردن پازل ، کار با قيچي و باز و بسته کردن زيپ لباس ها.
کودکستان محل مناسبي براي پرداختن به اين قبيل کارها و کسب مهارت است .
والدين که بچه هاي معلول دارند ، به محض برخوردن با هر گونه مشکلي ، بايد خيلي زود به پزشک مراجعه کنند. رسيدگي به موقع به اين بچه ها ، به رشد استعدادهاي آن ها کمک مي کند.
آمادگي اجتماعي و عاطفي
بچه ها معمولاً هنگام ورود به مدرسه بسيار هيجان زده هستند. آن ها در مدرسه با محيطي روبه رو مي شوند که با محيط خانه يا حتي محيط پيش دبستان فرق دارد.
در مدرسه بچه ها مجبورند در گروه هاي بزرگ کار کنند و با بزرگسالان جديد و بچه هاي ديگر کنار بيايند . آن ها بايد توجه و محبت معلم خود را با بچه هاي ديگر تقسيم کنند. برنامه روزانه آن ها نيز فرق مي کند. اغلب بچه ها ، مدرسه را با مهارت ها ي اجتماعي و بلوغ عاطفي آغاز نمي کنند. اين مهارت ها را مي توان با دقت و تمرين کافي آموخت. اگر از قبل فرصت هايي براي رشد برخي ويژگي ها در بچه ها فراهم شده باشد ، آن ها شانس بيش تري براي کسب موفقيت در مدرسه دارند. اين ويژگي ها عبارتند از :
اعتماد به نفس : بچه ها بايد بياموزند ، نسبت به خود احساس خوبي داشته باشند و باور کنند مي توانند موفق شوند. بچه هايي که اعتماد به نفس بالايي دارند ، وقتي دست به کاري جديد مي زنند و بار اول موفق نمي شوند ، دست از تلاش بر نمي دارند.
استقلال : بچه ها بايد بياموزند ، کارهايشان را خود انجام دهند.
انگيزه : بچه ها بايد خواهان يادگيري باشند و در آن ها انگيزه براي درس خواندن ايجاد شود.
کنجکاوي : بچه ها ذاتاً کنجکاوند و براي به دست آوردن فرصت هاي بيش تر يادگيري ، بايد همان طور کنجکاو باقي بمانند.
پشتکار : بچه ها بايد يادبگيرند ، کاري را که شروع کرده اند ، تمام کنند.
همکاري : بچه ها بايد بتوانند با بچه هاي ديگر سازگار شوند ، معناي همکاري را بفهمند و نوبت را رعايت کنند.
خويشتن داري : بچه ها در دوره پيش دبستاني بايد بفهمند که بعضي از رفتارها ، مانند ضرب و شتم ، ناشايست هستند و بياموزند که براي نشان دادن عصبانيت ، راه هاي خوب و بد وجود دارد.
همدلي : بچه ها بايد ديگران را دوست داشته باشند و ياد بگيرند به احساسات آنان اهميت بدهند. والدين حتي بيش از مدرسه و مراکزي که وظيفه مراقبت از بچه ها را دارند ، مي توانند به بچه ها درس همدلي بياموزند.
اگر مايليد فرزندان شما چنين ويژگي هاي مثبتي پيدا کنند ، توصيه هاي زير را به کار بنديد :
• مهم نيست چگونه ، اما بچه ها بايد حس کنند که شما از آن ها مواظبت مي کنيد:
بچه ها از آنچه از ديگران مي بينند يا مي شنوند ، تقليد مي کنند . اگر والدين ورزش کنند يا غذاي کافي بخورند ، بچه ها بيش تر تمايل پيدا مي کنند اين کار ها را انجام دهند. در صورتي که والدين با ديگران با احترام رفتار کنند ، بچه ها نيز ياد مي گيرند به ديگران احترام بگذارند و اگر والدين در کارها مشارکت داشته باشند ، بچه ها مي آموزند به خواسته هاي ديگران نيز توجه کنند.
• نسبت به مدرسه و يادگيري نگرش مثبت داشته باشيد :
هر کودکي که پا به عرصه وجود مي گذارد ، محتاج کشف و يادگيري است. اگر پدر و مادر خواهان پرورش اين ويژگي ها در کودک خود هستند ، بايد کنجکاوي اورا تحريک کنند. نشان دادن علاقه به آنچه کودکان انجام مي دهند ، سبب مي شود ، آن ها از دستاوردهاي خود احساس رضايت کنند.
اگر والدين نسبت به رفتن فرزندشان به مدرسه هيجان زده باشند ، بچه ها نيز دچار اضطراب مي شوند. هنگامي که فرزند شما مي خواهد وارد کودکستان شود ، سعي کنيد راجع به جاذبه هاي مدرسه با او صحبت کنيد . با او درباره فعاليت هاي هيجان انگيزي که در مدرسه انجام مي شود ، مانند گردش هاي علمي و کارهاي هنري سرگرم کننده ، سخن بگوييد و سعي کنيد با علاقه و اشتياق زياد درباره آنچه که او در مدرسه خواهد آموخت ، مانند : خواندن ، نوشتن ، اندازه گيري کردن و وزن کردن ، حرف بزنيد.
• براي فرزند خود ، فرصت هايي براي تمرين و تکرار فراهم کنيد: سينه خيز رفتن ، اداي کلمات جديد و يا حتي نوشيدن يک فنجان چاي ، نياز به تمرين دارد. بچه ها نه تنها از تکرار کارها خسته نمي شوند ، بلکه با انجام دوباره کارها آن ها را ياد مي گيرند و اعتماد به نفس لازم را براي انجام کارهاي جديد پيدا مي کنند.
• در زندگي فرزندتان نظم و انضباط مناسبي برقرار کنيد : همه بچه ها تا اندازه اي به محدوديت نياز دارند. معمولاً بچه هايي که والديني منضبط و در عين حال با محبت دارند ، از نظر مهارت هاي اجتماعي بهتر و عملکرد شان در مدرسه مثبت تر از بچه هايي است که والدين شان ، آن ها را زياد محدود مي کنند يا کاملاً آزاد مي گذارند ، است . در اين رابطه توصيه هاي زير ضروري به نظر مي رسند :
О در ضمن اين که فعاليت هاي بچه ها را هدايت مي کنيد ، از ايجاد محدوديت هاي غير ضروري و تسلط بر اوضاع بپرهيزند.
О هنگامي که از فرزند خود مي خواهيد کاري را انجام دهد ، برايش دلايل کافي بياوريد. براي مثال ، بگوييد : لطفاً کاميونت را از روي پله ها بردار ، چون ممکن است پاي کسي به آن بر خورد کند و پرت شود. نه اين که بگوييد : اين کار را انجام بده ، چون من مي گويم .
О به صحبت هاي فرزند خود گوش دهيد تا به خواسته هاي او پي ببريد و اين که آيا به کمک خاصي نياز دارد يا نه ؟
О موقع عصبانيت ، عشق و علاقه و احترام خود را نسبت به فرزندتان نشان دهيد. از کار او انتقاد کنيد، نه از خودش . مثلاً بگوييد : من دوستت دارم ، اما اين صحيح نيست که روي ديوارها نقاشي بکشي . وقتي اين کار را انجام مي دهي ، من عصباني مي شوم.
О به فرزندتان در انتخاب راه و حل مشکلات کمک کنيد. شما ممکن است از فرزند 4 ساله خود بپرسيد : چه کار کنيم که ديگر کوين به اسباب بازي هاي تو دست نزند ؟
О مثبت نگر و مشوق کودک خود باشيد. او را به خاطر کار نيک تشويق کنيد. لبخند رضايت و تشويق شما ، بيش تر از تنبيه هاي سخت ، رفتار خوب را در کودکان شکل مي دهد.
О اجازه دهيد بچه ها خيلي از کارها را خودشان انجام دهند : کودکان به مراقبت زيادي نياز دارند ، ولي کم کم ياد مي گيرند که با انجام کارهايي مانند ، پوشيدن لباس و مرتب کردن اسباب بازي هاي خود ، مستقل شوند و اتکا به نفس خود را تقويت کنند. بسيار اهميت دارد که در هر کاري به جاي آن ها تصميم گيري نکنيد و اجازه بدهيد خودشان تصميم بگيرند. به ياد داشته باشيد ، فقط زماني به آن ها حق تصميم گيري بدهيد که يک راه بيش تر وجود نداشته باشد.
فرزندان خود را تشويق کنيد با بچه هاي ديگر بازي کنند و درکنار بزرگ ترهايي بمانند که از اعضاي خانواده آن ها نيستند. بچه هاي پيش دبستاني به خصوص به اين فرصت هاي اجتماعي بيش تر نياز دارند تا ياد بگيرند که چگونه از ديد ديگران به مسائل نگاه کنند. اگر بچه ها قبلاً تجربياتي از برخورد و نشست و برخاست با بزرگسالان وبچه هاي ديگر داشته باشند، با معلمان و همکلاسي هاي خود سازگاري بيش تري خواهند داشت.
زبان و دانش عمومي
بچه ها در مدرسه در فعاليت هايي شرکت مي کنند که نيازمند استفاده از زبان و حل مسائل هستند . بچه هايي که نمي خواهند و يا نمي توانند به راحتي با ديگران ارتباط بر قرار کنند ، در مدرسه با مشکلات متعددي روبرو مي شوند. راه هاي زيادي وجود دارد که به بچه ها کمک کنيد تا بياموزند که چگونه با ديگران ارتباط برقرار کنند ، به حل مشکلاتشان بپردازند و کمک خود را از جهان پيرامون افزايش دهند. در اين زمينه مي توانيد به توصيه هاي زير عمل کنيد.
О
به فرزندان خود فرصت هايي براي بازي بدهيد : بچه ها از طريق بازي مي آموزند. بازي راهي طبيعي است براي آن ها تا بتوانند کشف کنند ، خلاق شوند و مهارت هاي علمي و اجتماعي خود را رشد دهند. بازي همچنين به آن ها کمک مي کند ، مشکلات خود راحل کنند. بچه ها از طريق بازي با بلوک ها ، با هندسه ، اشکال و توازن آشنا مي شوند و مي توانند ضمن بازي با ديگران به سازگاري برسند.
О
از بدو تولد با بچه هاي خود حرف بزنيد: نوزادان نيازمند شنيدن صداي شما هستند. راديو و تلويزيون نمي توانند جاي شما را بگيرند ؛ زيرا آن ها قادر نيستند به غان و غون بچه ها پاسخ گويند. هر قدر با کودکان خود بيش تر صحبت کنيد ، بعدها مهارت بيش تري در حرف زدن پيدا خواهند کرد . صحبت با بچه ها تنها فهم و درک آن ها را نيز از مقوله زبان و جهان پيرامون افزايش مي دهد.
فعاليت هاي روزانه ، همچون خوردن شام و حمام کردن ، فرصت هايي گاه مفصل براي صحبت کردن درباره اتفاقات پيش آمده و پاسخ به سؤالات فرزندانتان فراهم مي آورد. براي مثال :" اول درپوش راه خروجي آب را بگذار ، حالا شير آب را باز کن. مي بينم که مي خواهي اردکت را در وان بگذاري . فکر خوبي است. نگاه کن اردکت زرد است ...."
О
به حرف و خواسته هاي بچه هاي خود گوش کنيد: بچه ها افکار ، احساسات ، شادي ها ، غم ها ، اميد ها و ترس هاي مخصوص به خود را دارند. براي رشد مهارت هاي زباني ، آن ها را به حرف زدن تشويق کنيد. گوش کردن بهترين راه براي پي بردن به افکار آن هاست و کشف آنچه که مي دانند و آنچه که نمي دانند و همين طور چگونگي فکر کردن و آموختن آن ها . شما با اين رفتار نشان مي دهيد که احساسات و عقايد آن ها ارزشمندند.
О از فرزندان خود سؤال کنيد و به سؤالات آن ها پاسخ گوييد: به خصوص به سؤالاتي که پاسخي بيش از بله و خير دارند. براي مثال ، خيلي از بچه هاي 2 تا 3 ساله هنگام قدم زدن در پارک ، مي ايستند و شروع به جمع آوري برگ ها مي کنند. شما مي توانيد به آن ها نشان دهيد که برخي از برگ ها شبيه به هم و برخي ديگر متفاوتند. مي توانيد از بچه هاي بزرگ تر سؤال کنيد که چه چيزهاي ديگري روي درختان مي رويند.
نكته هايي درباره روز اول مدرسه
روز اول مدرسه را يك روز عادي بدانيد، جوش نزنيد، اولين نقش شما در دوران تحصيلات آرامش است.
به بچهها امر و نهي نكنيد، كار بچه ها را براي آنها انجام ندهيد، مگر در مواردي خاص.
اگر از شما كمك طلبيدند كمكشان ميكنيد مثلا وقتي ميگويد: « بابا ديكته بگو» آن وقت ديكته بگوييد. نمره بچه ها را در دوران ابتدايي ملاك قرار ندهيد. در دوران راهنمايي و دبيرستان وضعيت درسي مهم است.
به فرزندانتان درس ندهيد، چون رابطهتان با بچهها خراب ميشود. برايشان معلم بگيريد. وقتي بچهاي را به مدرسه ميفرستيد بايد لباسش، بدنش، قيافه ظاهري اش، دفتر و كتابش تميز باشند. ظاهر تميز اعتماد به نفس را افزايش ميدهد. بچهها را با اغذيهاي كه دوست دارند روانه مدرسه كنيد.
معده بچه ها كوچك است، زود سير ميشوند و زود هم گرسنه. وقتي به مدرسه فرزندتان ميرويد خوشرو و خاضع و مهربان برويد.








گفتمـــش نقـــاش را نقشي بکــــش از زندگـــي با قلــــم نقش حبابي بر لب دريـــا کشيد
گفتمــــش چون مي کشــــي تصوير مردان خـــدا تک درختي در بيابان يکه و تنها کشـيد
گفتمــــش نامردمان اين زمان را نقــش کن عکس يک خنجـــرزپشت ِسر، پي ِمولا کشـيد
گفتمـــش بر روي کاغـــذ عشق را تصـــوير کــن در بيابان بلا، تصوير يک ســـقا کشيد
گفتمـش از غربت ومظلومـــي ومحنت بکش فکــر کرد و چهار قبـــر خاکي از طـــه کشيد
گفتمــش سختي ودرد وآه گشتــــه حاصلم گريـــه کردآهي کشيد وزينـــب کبري(س) کشید
گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق - عکس مهدي(عج) راکشيد و به که چه بس زيبا کشيد
گفتمــش ترسيــم کن تصويري از روي حسيـــــن(ع ) گفت اين يک را ببايد خالق يکتا کشيد
هفت پيشنهاد مفيد و كارساز در تربيت صحيح كودكان
ديويد موري كه شانزده سال سِمَت استادي در دانشگاه داشته است، هفت گام را براي داشتن فرزنداني دانا پيشنهاد كرده است. وي معتقد استهيچ سرمايه گذاري براي خانواده مهمتراز آموزش فرزندان نيست.
او روشهاي ساده اي را براي كمك به فرزندان پيشنهاد مي كند كه براي هركس بدون توجه به سطح درآمد ، موفقيت آميز است.
اول –فرزند خود را هر روز به مدرسه بفرستيد. واضح است كه حضور در مدرسه اهميت دارد. بررسي اي كه اخيراً، انجام شده ، نشان مي دهد ميزان حضور در كلاس درس روش خوبي براي پيش بيني نمرات آزمون است.
كساني كه ميزان حضور آنها 93 درصد بود ، در آزمونهاي استاندارد ، رتبه اول را به دست آوردند. كساني كه تنها 85 درصد در كلاسها حضور يافتند نمرات آنها افت پيدا كرد. وي مي گويد كارهايي كه به طور مرتب انجام شود، بهتر از همه در خاطر مي ماند. بر نظم و ترتيب تكاليف مدرسه نظارت كنيد و مدت زمان تماشاي تلويزيون را كم كنيد. بين ساعاتي كه در جلوي تلويزيون گذرانده مي شود و سال هاي هدر رفته ارتباط مستقيمي وجود دارد.
دوم – نام مدرسه، نام آموزگار و مدير مدرسه فرزند خود را ياد بگيريد. قبل از بروز مشكل با آنها تماس بگيريد، بگذاريد بدانند چه انتظاراتي داريد. آيا تكاليف مدرسه كافي است؟ محيط مدرسه بي خطر است؟ چه مطالب و كتاب هايي در كلاس درس آموزش داده مي شود؟به آموزگار پيشنهاد همكاري بدهيد. به مربيان فرزند خود احترام بگذاريد. بهترين شرايط اين است كه معلم و والدين ، يكديگر را تقويت كنند.
سوم – براي فرزندتان لباس مناسب تهيه كنيد. اين مسئله به اندازه ي صبحانه و محيط مناسب اهميت دارد. لازم نيست اين لباس اونيفورم باشد، نگذاريد فرزندتان عادت كند با لباس غير آبرومندانه به مدرسه برود. مدرسه رفتن شغل فرزند شما است. از فرزندتان بخواهيد لباس مناسب آن را بپوشد. لازم نيست خيلي وسواس به خرج دهيد.
انتظارات خود را از فرزندتان بيان كنيد. انضباط، ماندگارترين هديه مدرسه است. كتابها و افراد دانشمند را محترم بشماريد. افراد تحصيل كرده را مورد تمسخر قرار ندهيد.
چهارم – براي فرزندتان روزنامه و كتاب بخوانيد. و شيوه مراجعه و يافتن كتاب را به فرزندتان ياد دهيد و اگر نمي دانيد از كتابدار بپرسيد. به طور حتم فرزندتان تلويزيون تماشا مي كند ؛ برنامه ها را كنترل كنيد و با هم به تماشاي تلويزيون بپردازيد. در مورد رفتارها و هنرپيشه ها اظهار نظر كنيد. از تلويزيون به عنوان فرصتي براي نشان دادن ارزشها و معيارهاي خانوادگي بهره بگيريد. قدم به دنياي كودكان بگذاريد. خود را كاملاً به آنها نزديك كنيد و پذيراي آنها باشيد. آن وقت مي بينيد مثل گل آفتابگردان كه به سمت خورشيد مي چرخد او هم به شما رو مي آورد.
پنجم- به هيچ وجه تقلب را تحمل نكنيد. دو خطر روياروي كودكان است: شكست و شكست سخت تر، از طريق عدم صداقت. تقلب يعني فرار بيهوده از شكست ، فرزندتان را در معرض دو خطر قرار مي دهد. شكست ناكامي است اما مايه بدنامي نيست. ولي تقلب بدترين پيامدها را به دنبال دارد علاوه بر آن كه آموزندگي ندارد و همه چيز ما را در معرض خطر قرار مي دهد.
شكست واقعيتي است كه شخص مغلوب به بهاي از دست دادن قدرت ايستادگي روحي خود، از آن مي گريزد. شكست را مي توان جبران كرد اما براي شخصيت و شرف از دست رفته تنها مي توان حسرت خورد
ششم- وقتي فرزندتان به خانه مي رسد در منزل حضور داشته باشيد. تحقيقات در اين زمينه بسيار روشن است. ساعات 3 تا 6 بعداز ظهر حساسترين ساعات در زندگي كودك است. در اين زمان كودك بدون سرپرست است و دردسرها فراوان . اما اين ساعات، درعين حال بهترين زمان نيز هست زيرا هنوز درس هاي روز تازه است و از اين فرصت مي توان براي تقويت آموخته ها استفاده كرد. به گزارش هايي كه فرزندتان در مورد حوادث روز خود مي دهد گوش بدهيد. با آنها مشورت كنيد، تنبيه و تشويقشان كنيد. اما آنها را در خانه ، تنها رها نكنيد.
هفتم – هر از چند گاه مدرسه بازي كنيد.از فرزند بزرگتر بخواهيد به خواهر يا برادر كوچكتر خود درس بدهد. اين عمل تأثير چشمگيري بر روي هر دو دارد. كودك بزرگتر در كاري كه به او محول شده مهارت و غرور به دست مي آورد و كودك كوچكتر از طريق تحسين درس مي گيرد. بعد از آن از هر دو بخواهيد كار يا درسي را به شما ياد بدهند. اين كار براي آنها لذت بخش است و براي شما غرور انگيز.
آموختن نحوه يادگيري ، نخستين وظيفه است. با خواندن اين مطلب براي فرزندانتان كار را شروع كنيد و نظر آنها را در اين باره جويا شويد.

- افراد موفق را به چه مي شناسند؟... به آنچه که در ذهن دارند ؟... به آنچه که مي گويند ؟... به آنچه که شروع مي کنند؟... خير!... آنها را به آنچه که به پايان مي رسانند ،مي شناسند .
- براي ارتقا بهره وري رسيدن به فرمولي از دانائي* تعاون = توانائي ضروري است.
- با استعدادهاي معمولي و پشتکار فوق العاده ، تمام اهداف دست يافتني است. براي بدست آوردن دانش بايد مطالعه کرد . براي خردمند شدن بايد مشاهده کرد. براي يادگيري هيچ حد و مرزي وجود ندارد .
صاحب نظري مي گويد بدون تلاش پيگير ، عملکرد عالي امروز به عملکرد خوب در فردا، عملکرد متوسط هفته بعد و عملکرد ضعيف ماه آينده تبديل خواهد شد - اجازه ندهيد کارهايي که نمي توانيد انجام دهيد شما را از کارهايي که مي توانيد انجام دهيد باز دارد.
- هيچگاه براي از بين بردن انديشه هاي نو، به فکر حذف صاحب انديشه نباشيد ؛ زيرا ممکن است انديشه اي بهتر ، جايگزين انديشه قبلي شود.(ادوارد کيتينگ )
- به من بگو ، فراموش خواهم كرد ، به من نشان بده ، ممكن است يادم بماند ، اما مرا شركت بده ، خواهم فهميد .
- کشتي در بندر در پناه است ، اما بايد بدانيم که کشتي براي پناه گرفتن در بندر ساخته نشده و بايد به عمق درياها بزند.
مردم به چهار دسته تقسيم مي شوند.
آنهايي که باعث مي شوند تغيير رخ دهد.
آنهايي که تغيير برايشان رخ مي دهد .
آنهايي که به تماشاي رخدادها مي نشينند .
و آنهايي که حتي نمي دانند تغييراتي در حال رخ دادن است .
· برنده-بازنده
برنده: متعهد مي شود .
بازنده :وعده ميدهد .
برنده : به بررسي دقيق يک مشکل مي پردازد .
بازنده : از کنار مشکل گذشته و آنرا حل نشده رها مي کند .
برنده: مي داند به خاطر چه چيزي بايد پيکار کند و بر سر چه چيزي بايد توافق و سازش نمايد.
بازنده : آنجا که نبايد سازش مي نمايد و به خاطر چيزي که ارزش ندارد مبارزه مي کند .
برنده : به افراد برتر از خود احترام مي گذارد و سعي مي کند تا از آنان چيزي بياموزد .
بازنده : به افراد برتر از خود خشم ونفرت داشته و در پي يافتن نقاط ضعف آنان است .
برنده : گامهاي متعادل برمي دارد .
بازنده: دو نوع سرعت دارد يا خيلي تند و يا خيلي کند
برنده: ميداند که گاهي پيروزي به بهاي بسيار گراني بدست مي آيد .
بازنده : بسيار مشتاق برنده شدن است در جايي که نه قادر به برنده شدن و نه قادر به حفظ آن است .
برنده: ارزيابي درستي از توانايي هاي خود داشته و هوشمندانه از نا تواني هاي خود آگاه است .
بازنده : از توانايي ها و ناتوانايي هاي واقعي خود بي خبر است .
برنده : مشکلات بزرگ را به اجزاي کوچکتر تفکيک مي کند تا حل آن آسان گردد .
بازنده: مشکلات کوچک را آنچنان بزرگ مي کند و به هم ميآميزد که ديگر قابل حل شدن نيست.
برنده : مي کوشد تا مردم را هرگز نيازارد . مگر در مواقع نادري که دل آزاري در راستاي يک هدف بزرگ باشد .
بازنده: گرچه نمي خواهد به عمد ديگران را آزار دهد اما ناخود آگاه هميشه اين کار را مي کند .
برنده :در هر شرايطي تعادل و آرامش خود را حفظ مي کند .
بازنده: هنگامي که از ديگران عقب بماند تندخو و خشن مي شود و اگر جلوتر از ديگران باشد بي احتياطي مي کند .
- صد نفر يك قدم به جلو ، اغلب بهتر از يك نفر صد قدم به جلو
- کسي که شروع کرده است نيمي از کار را انجام داده است . در آغاز نمودن شجاعت کنيد و پيش برويد .
- براي فکر کردن وقت بگذاريد اما هنگامي که فرصت عمل شد فکر کردن را متوقف کنيد و حرکت کنيد.
- وقتي ايده کسب مي کنيد در واقع دليلي براي انجام کاري بدست آورده ايد نه دليلي براي انجام ندادن آن .
- دانش و درخت الواري را نبايد تا زماني که فصلشان نرسيده مورد استفاده قرار داد.
- آنهايي كه به بدترين نحو از وقتشان استفاده مي كنند ، اولين كساني هستند كه از كوتاهي آن شكايت مي كنند .
- فرد بدبين در هر فرصت مشكلي مي بيند .فرد خوشبين در هر مشكل فرصتي مي بيند
- عمل به عقل سليم مطابق با زمان بهترين خردمندي است
- هر روز يک روز جديدي است با امکانات جديدتر و فرصتهاي نا محدود.
- آنچه که آينده به ما اعطا مي کند بستگي به آن دارد که ما به آينده چه مي دهيم .
- سخت کوشي امروز برنده شدن فردا را خواهد داشت .
- ما روز هاي متوالي کار مي کنيم نه براي مصرف کردن بلکه براي ساختن آينده اي بهتر .
نکته ها
تغيير اتفاق مي افتد پس بايد ... انتظار تغيير را داشته باشيد تغيير را کنترل کنيد و سپس خودتان را با سرعت با آن تطبيق دهيد . بناراين تغيير کنيد و از تغيير لذت ببريد .
آنانکه گذشته را به خاطر نمي آورند محکوم به تکرار آنند.
اشتباه را تصحيح نکردن خود اشتباه ديگر است .
هميشه سعي کنيد چيزهايي را که دوست داريد به دست آوريد در غير اين صورت مجبور مي شويد چيزهايي را که بدستتان مي آيد دوست داشته باشيد .
تجربه طبيبي حاذق است که فقط پس از بيماري به ملاقات شخص مي آيد.
از هزينه هاي غير ضروري ( هرچند اندک ) برحذر باشيد زيرا يک سوراخ کوچک موجب غرق شدن يک کشتي بزرگ مي شود.
اگر صرفه جويي زراعت کنيم نعمت درو خواهيم کرد و اين محصول طلايي است.
سو ظن هوشيارانه بهتر از اعتماد بيش از حد است
عوامل محبت در احادیث اسلامی:
1: ایمان محور محبت
هر کس به خاطر خدا دوست بدارد و به خاطر خدا دشمن بدارد و به خاطر خدا عطا کند،
از کسانیست که ایمانش کامل است.
امام صادق (ع)
2: محبت، محبت می آورد.
3: توجه و حضور قلب به خدا
هر که در نماز، دل به خدا دهد، خداوند رو به او کند. دلهای مؤمنین را هم به دوستی با او می گرداند، بعد از آنکه خدا او را دوست میدارد.
امام صادق (ع)
4: احسان و نیکی
با احسان و خدمت، دلها را می شود مالک شد.
امام علی (ع)
5: سلام کردن
زبانت را به سخن ملایم و سلام کردن عادت بده تا دوستانت زیاد شوند و دشمنانت اندک گردد.
امام علی (ع)
6: اظهار محبت
مرد، وقتی به زنش بگوید دوستت دارم، این سخن هرگز از دل او بیرون نمی رود.
پیامبر اکرم (ص)
7: صورت گشاده و خندان
رخسار نیکو، اولین هدیه و راحت ترین بخشش است.
امام علی (ع)
8: خوش آمد گویی
روی باز و گشاده و بخشش و نیکی و خوش آمد گفتن، موجب دوستی مردم است.
امام علی (ع)
9: دست دادن
به یکدیگر دست بدهید که کینه از بین برود.
امام صادق (ع)
10: هدیه دادن
هیچ چیز مثل هدیه دادن، فرمانروا را ملایم، و خشم را بیرون، و رانده شده را متمایل، و کارهای سخت را آسان، و بدیها را دور نمی کند.
امام علی (ع)
11: معاشرت نیکو
معاشرت نیکو، دوستی را دوام می بخشد.
امام علی (ع)
12: خوش اخلاقی
سه چیز محبت می آورد: خوش اخلاقی، ملایمت، تواضع
امام علی (ع)
13: خوش گمانی
هر کس به مردم خوش گمان باشد، به محبت آنها دست می یابد.
امام علی (ع)
14: ملایمت و نرم خویی
با ملایمت و دوستی، دلها تو را دوست میدارند.
امام باقر (ع)
15: بی نیازی از دیگران
خود را محبوب مردم کن، با بی رغبتی به آنچه در دست آنهاست. تا به محبت آنها برسی.
امام علی (ع)
16: سخاوت
خودت را با رسیدگی به برادرانت محبوب گردان. همانا خداوند محبت را در بخشش و دشمنی را در امساک و ندادن قرار داده است.
امام صادق (ع)
17: سکوت
سکوت محبت می آورد. سکوت راهنمای هر چیزی است.
امام هفتم یا هشتم (ع)
18: سخن زیبا
سخن زیبا، دارایی را زیاد و روزی را افزایش می دهد. اجل را به عقب می اندازد و انسان را نزد خانواده محبوب و وارد بهشت می کند.
امام سجاد (ع)
19:تواضع
نتیجه ی تواضع و فروتنی، دوستی است.
امام علی (ع)
20: قرض دادن
سه چیز محبت می آورد: قرض، تواضع، بخشش
|
|
|
30 قانون جهانی موفقیت |
|
قانون انگیزه: هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی، خواسته های شما سرچشمه می گیرد. پس برای رسیدن به موفقیت باید انگیزه ها را مشخص کرد تا با یک برنامه ریزی اصولی به هدف رسید. قانون انتظار: اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چیزی را در جهان پیرامونتان داشته باشید آن چیز به وقوع می پیوندد . شما همیشه هماهنگ با انتظارات تان عمل می کنید و این انتظارات بر رفتار و چگونگی برخورد اطرافیانتان تأثیر می گذارد. قانون تمرکز: هر چیزی را که روی آن تمرکز کرده و به آن فکر کنید در زندگی واقعی، شکل گرفته و گسترش پیدا می کند. بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که واقعاً طالب آن هستید. قانون عادت: حداقل 95 درصد از کارهایی که انجام می دهیم از روی عادت است. پس می توانیم عادت هایی را که موفقیت مان را تضمین می کنند در خود پرورش دهیم؛ و تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشود، تمرین و تکرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهیم. قانون انتخاب: زندگی ما نتیجه انتخاب های ما تا این لحظه است. چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستیم، کنترل کامل زندگی و تمامی آن چه برایمان اتفاق می افتد در دست خودمان است. قانون تفکر مثبت: برای رسیدن به موفقیت و شادی، تفکر مثبت امری ضروری است. شیوه تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست. قانون تغییر: تغییر ، غیر قابل اجتناب است و ما باید استاد تغییر باشیم نه قربانی آن. قانون کنترل: سلامتی ، شادی و عملکرد درست از طریق کنترل کامل افکار، اعمال و شرایط پیرامونمان به وجود می آید. قانون مسؤولیت: هر چه و هر کجا که هستید به خاطر آن است که خودتان این طور خواسته اید. مسوولیت کامل آن چه که هستید ، آن چه که به دست آورده اید و آن چه که خواهید شد بر عهده خود شماست. قانون پاداش: عالم در نظم کامل به سر می برد و ما پاداش کامل اعمالمان را می گیریم. همیشه از همان دست که می دهیم از همان دست می گیریم. اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید. قانون خدمت : پاداش هایی را که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد. هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار کنید و توانایی های خود را افزایش دهید، در عرصه های مختلف زندگی خود بیشتر پیشرفت می کنید. قانون علت و معلول: هر چه به دلیلی رخ می دهد. برای هر علتی معلولی است و برای هر معلولی علت یا علت های به خصوصی وجود دارد، چه از آن ها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید. چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگی هر کاری را که بخواهید می توانید انجام دهید به شرط آن که تصمیم بگیرید که دقیقاً چه می خواهید و سپس عمل کنید. قانون ذهن: شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره آن بیشتر فکر می کنید. پس همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعاً طالب آن هستید. قانون عینیت یافتن ذهنیات: دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست. کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه خود را در درون خود خلق کنید. زندگی ایده آل خود را با تمام جزییات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید. قانون رابطه مستقیم: زندگی بیرونی شما بازتاب زندگی درونی شماست. بین طرز تفکر و احساسات درونی شما ، و عملکرد و تجارب بیرونی تان رابطه مستقیم وجود دارد. روابط اجتماعی ، وضعیت جسمانی شرایط مالی و موفیت های شما بازتاب دنیای درونی شماست. قانون باور: هر چیزی را که عمیقاً باور داشته باشید به واقعیت تبدیل می شود. شما آن چه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلاً به عنوان باور انتخاب کرده اید. پس باید باورهای محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید و آن ها را از بین ببرید. قانون ارزش ها: نحوه عملکرد شما همیشه با زیر بنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است. آن چه که قانون تأثیر تلاش: همه امید ها، رویاها، هدف ها و آرمان های ما در گرو سخت کوشی است. هر چه بیشتر تلاش کنیم؛ موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد. قانون آمادگی : در هر حوزه ای موفق ترین افراد ، آن هایی هستند که وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کارها می کنند. عملکرد خوب نتیجه آمادگی کامل است. قانون حد توانایی : شاید برای انجام همه کارها وقت کافی وجود نداشته باشد ولی همیشه برای انجام مهم ترین کارها وقت کافی هست. هر چه بیشتر کار کنیم کارایی بیشتری پیدا می کنیم. اما باید اموری را بر عهده بگیریم که در حد توانمان باشد. قانون تصمیم: مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است. در زندگی هر جهشی در جهت پیشرفت هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشیم. قانون خلاقیت: ذهن ما می تواند به هر چیزی که باور داشته باشد دست یابد . هر نوع پیشرفتی در زندگی با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی ما در خلق ایده های جدید نامحدود است آینده نیز محدودیتی نخواهد داشت. قانون استقامت: معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختی ها، شکست ها و ناامیدی هاست . استقامت ویژگی اساسی موفقیت است . اگر به اندازه کافی استقامت کنیم، طبیعتاً سرانجام موفق خواهیم شد. قانون صداقت: خوشبختی زمانی به سراغ ما می آید که تصمیم بگیریم هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنیم. همواره باید با آن بهترین بهترین ها که در درون مان وجود دارد صادق باشیم. قانون انعطاف پذیری: در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید، اما در مورد روش دست یابی به آن ها انعطاف پذیر باشید. درعصر تحولات سریع و رقابت شدید، انعطاف پذیری از ضروریات است. قانون خوشبختی: کیفیت زندگی ما را احساسمان در هر لحظه تعیین می کند واحساس ما را تفسیر خودمان از وقایع پیرامونمان مشخص می سازد، نه خود وقایع. هرگز برای این که تجربه خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست. کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید. قانون تعجیل : ما همواره دوست داریم که هر چه زودتر به آرزوهایمان برسیم، به همیت دلیل است که در تمام عرصه های زندگی بی قراریم. قانون فرصت: بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های زندگی مان به وجود می آید. پس بزرگترین فرصت ها به احتمال زیاد همیشه در دسترس ماست. قانون خود شکوفائی: شما می توانید هر چه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده خود به آن نیاز دارید بیاموزید. آن هایی که می آموزند توانا هستند. قانون بخشندگی : هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش به دیگران خدمت کنید خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد، آن هم از جاهایی که اصلاً انتظار ندارید. شما تنها در صورتی حقیقتاً خوشبخت خواهید شد که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید. |
این را باید بدانیم که سرنوشت بچه بدست خود ما و مسئول انحراف و بد اخلاقی او نیز خود ما هستیم
ارزش فرد بستگی به پرورش ماهرانه قوا و استعدادهای طبیعی او در خردی دارد .
میزان بدبختی و مصیبتی که در اثر بی خبری از احتیاجات اساسی بچه ناشی می شود خارج از حد تصور است . بسیاری از اشتباهاتیکه ما در زندگی می کنیم فقط بخود ما صدمه می زند اما اشتباهاتیکه والدین در مورد تربیت اولاد مرتکب می شوند نه تنها بخود آنها و اولا آنها بلکه به جامعه نیز ضررهایی جبران ناپذیر وارد می آورد.
والدینی که سعی می کنند از هرچه خود محروم بوده اند اولاد را با نصیب سازند از این حقیقت غافل هستند که آنچه که مطلوب آنها در کودکی بوده مناسب حال بچه نیست . متوجه نمی شوند که بچه به نسلی غیر از نسل آنها تعلق دارد و حال و مقتضیات آن تغییر می کند . آنچه یک زمان مطلوب است ، زمان دیگر از نظر می افتد . والدینی که متوجه این تغییرات و تحولات نیستندو بخواهند هوی و هوسهای خود را بر بچه تحمیل کنند رشد طبیعی او را متوقف می سازند...
بهتر از هر نوع تنبیه این است که رویه ای پیش گیریم تا بچه فرصت شرارت را نداشته باشد ، علت اصلی شرارت بچه ها اغلب نداشتن مشغولیت و سرگرمی است که از هر عذابی برای بچه سخت تر می باشد.
بچه هايی که همبازی و جای کافی برای بازی دارند و می توانند دور از بزرگترها چند ساعت بازی کنند چون بمنزل بر می گردند ، آرام و مطیع می نشینند و اگر به آنها گفته شود شلوغ نکنید اطاعت می نمایند و اگر کمی شرارت کنند می توان با اندک مهارت آنها را به اطاعت وادار نمود.ولی بچه ای که جایی برای گردش ندارد و در یکی دو اطاق محبوس است حتی اطاق مخصوص بخودش ندارد و اگر صدایش بیرون آید همه به او اعتراض می کنند چنین بچه ای نمی تواند که بد اخلاق نشود خواه ناخواه سرپیچی و گریه و شیطنت می کند که طبیعت او اقتضا می کند .
بچه ای که ناگهانی تغییر رویه داده و عصبانی و تندخو شده ، ممکن است علتش یکی از موارد زیر باشد:
1. برادر یا خواهر جدیدی پیدا نموده
2. بیشتر از معمول مورد ملامت و تحقیر قرار گرفته
3. زیاد کتک خورده و یا کسی دیگر در جلوی او تنبیه شده
4. نیت او غلط تعبیر شده
5. به نقص بدن و حقارت خود پی برده
6. مورد بی اعتنایی قرار گرفته و از نظر افتاده
7. خسته شده و یا مشغولیات کافی نداشته
8. از لولو و سایر چیزهای موحش ترسانیده شده
9. در انجام کاری دچار اشکال گردیده
10. غذای کافی نخورده و یا معاشر و همبازی نداشته
11. سر به سر او گذارده شده و یا چیزی از دستش قاپیده شده
12. بدون اطلاع قبلی از ادامه مشغولیاتش جلوگیری بعمل آمده است
در بعضی از خانواده ها بچه را مانند بتی می پرستند. کلمه ای بر خلاف میل او نمی گویند و از بی معنی ترین حرکات او لذت می برند در این نوع خانه ها بچه صاحب اختیار مطلق است . حکم او بر همه رواست . هر که را بخواهد می زند و هر چه را بخواهد می شکند و می ریزد و حق هیچگونه اعتراضی ندارند . معلوم است این نوع بچه ها بلایی برای خود و خانواده و جامعه می شوند.
بچه ای که نتواند بازی کند نیروی حیات او بلا مصرف می ماند و در نتیجه عبوس و گرفته و آتشین مزاج و افسرده می گردد. برای غالب امراض بچه ها بازی و ورزش تنها علاج است . فشاری که ، هر روز محیط بر اعصاب او وارد می آورد در اثر بازی رفع می گردد . بچه هایی که بازی و تفریحشان کم است زیاد گریه می کنند بهانه می گیرند و بی جهت اطرافیان خود را اذیت می کنند زیرا راهی دیگر برای بکار بردن انرژی خود ندارند.
در تربیت طفل نیاز به سرمشق خوب بمراتب بیشتر از دستور و انتقاد و درس اخلاق است والدین اگر از اولاد انتظاراتی دارند و می خواهند صفات نیک در آنها جمع باشد باید واجد آن صفات باشند.
چند نکته ای که در تربيت اخلاق بچه سودمند است عبارتند از:
بچه را صادقانه و یکنواخت دوست بدارید از افراط و تفریط در ابراز محبت که موجب بدبختی او شود خود داری کنید
با بچه مانند یک فرد که دارای خصوصیات معینی است رفتار نمایید و منتظر نباشید که هر چه یکی کرده او نیز بکند
او را در زندگی اجتماعی شرکت دهید تا نوع خواه و مردم دوست شود
او را مطابق رسم و آیین روز بار آورید نه مطابق افکار خودتان که در زمانی غیر از زمان او سرچشمه گرفته است.
جرات ، اعتماد بنفس و شجاعت را در بچه پرورش دهید
انتقاد کم و تمجید زیاد کنید
از ایرادات او در حضور دیگران صحبت نکنید
بیش از اندازه لازم به او امر و نهی نکنید
منتظر نباشید که بچه شما همه چیز را به اندازه شما و مثل شما بفهمد . سعی کنید وارد دنیای او بشوید و از دریچه چشم او همه چیز را ببینید و معانی را مطابق ذهن او ادراک کنید
از تعلیم هنر هایی که او را عضو مفید جامعه بسازد غفلت نورزید
عادل باشید و از رفتار متناقض و بی رویه بپرهیزید
هیچگاه نگذارید موضوعی به جر و بحث بکشد . مسایل اخلاقی را با احساسات و تعصب توام نسازید
در حق بچه خود همان ادب و احترام را مرعی دارید که درباره دوست خود مراعات می کنید
هیچگاه بچه را فریب ندهید و به دروغ نگویید
اطلاعات خود را راجع به مسایل تربیتی و اخلاقی حتی الامکان بسط دهید تا بتوانید درست وظیفه خود را انجام دهید.
يکي از بزرگترين هدايايي که والدين مي توانند به کودکان خود بدهند توانايي و استعداد شاد شدن است. البته بين خوشحالي و شادي لحظه اي- مثلاً دادن يک اسباب بازي جديد يا يک سبد پراز تنقلات به کودک- و خوشحالي و رضايتمندي پايدار، تفاوت عمده اي وجود دارد. مطمئناً کودکان دوست دارند تفريح کنند و مانند بزرگترها نيازمندند تا عميقاً احساس خوشبختي کنند. اما شادي واقعي مطلب قابل تعمق تري است و آن روح فرزند شما را تحت تاثير قرار ميدهد و در او اين حس را بوجود مي آورد که همه چيز دنيا خوب است.
متخصصان معتقدند، کودکان شاد ويژگيهاي مشخصي دارند، از جمله: عزت نفس، خوش بيني و خويشتن داري. چنانکه خواهيد ديد، ايجاد و پرورش اين ويژگيها بسيار ساده تر از آنست که تصور کنيد، در اينجا 11 روش ذکر شده تا به فرزندتان کمک کنيد ديد مثبتي به زندگي داشته باشد.
1- ازسرگرميهاي سازمان نايافته وقديمي استفاده کنيد
کودکان موفق معمولاً کودکان شادي هستند، اما تلاش شما به منظور آماده سازي فرزندتان در رويارويي با مسائل زندگي، باعث مي شود که تمام وقت او را با حجم زيادي از برنامه هاي مختلف پر کنيد. تمامي بچه ها به زماني براي کاهش فشار نياز دارند. وقفه اي در زمان بازي و يا درس به آنها بدهيد و بگذاريد در اين زمان تخيلاتشان آنها را هدايت کند و آزادانه بازي کنند. مثلاً سر فرصت حشره شکار کنند، آدم برفي بسازند و يا به عنکبوتي که تارمي تند نگاه کنند. اينها موجب مي شود حس تخيل در کودک افزايش يابد و به کودک اجازه مي دهد دنيا را با گامهاي خودش کشف کند.
بهتر است شما هم برنامه پر مشغله و آشفته خود را کم کنيد و کودکانتان را در هنگام تفريح همراهي کنيد.
2- کمک کردن به ديگران را به کودکانتان بياموزيد.
براي آنکه بتواند شاد باشد احساس کند که عضو با ارزشي از يک اجتماع بزرگ است و مي تواند به زندگي افراد ديگرمعني ببخشد. با بوجود آوردن موقعيتهاي مناسب، اين احساس را در او ايجاد کنيد. اسباب بازيهاي قديمي او را که ديگر نيازي به آنها ندارد، جمع کنيد و از او بخواهيد آنها را به خانواده هاي نيازمند بدهد، يا در فروشگاه از او بخواهيد که مقداري مواد غذايي براي اهداء به مستمندان خريداري کند.
کودکان مي توانند لذت کمک کردن به ديگران را در سنين پايين ياد بگيرند.
مثلاً چنانچه شما از تکه هاي اضافي پارچه عروسک درست مي کنيد، کودک دوساله شما مي تواند کمک کند وبگويد چشم و دهان عروسک را در کجا قرار دهيد.
3- همراه با کودک خود، فعاليتهاي فيزيکي داشته باشيد.
همراه با کودک خود گردش برويد ، با او بازي کنيد ويا با همديگر دوچرخه سواري کنيد. با اين کار نه تنها نيرو و بنيه کودک خود را تقويت مي کنيد بلکه باعث شادي و خنده اش مي شويد. فعال نگهداشتن کودکان، استرس را در آنان کاهش مي دهد و موجب مي شود آنان انرژيشان را به طريق سالم تخليه کنند. کودکان سالم از قدرت بدني بيشتري نيز برخوردارند. کودکان بيشتر ازآنکه نگران ظاهرشان باشند، به کارهايي که انجامي مي دهند، افتخار مي کنند. چنانچه کودکتان را در انجام کاري که علاقه دارد، تشويق کنيد، براي ايجاد شادي در او روشي جديد به کار گرفته ايد.
4- با کودکانتان بخنديد
براي بچه ها لطيفه تعريف کنيد، شعرهاي خنده دار بخوانيد، خودتان را دست بياندازيد. خنديدن براي کودکتان و نيز براي خود شما مفيد است. يک دليل کاملاً فيزيکي اين است که هنگامي که مي خنديد، تنش (نگراني) و اضطراب آزاد مي شود و اکسيژن بيشتري دريافت مي کنيد و سبکبال مي شويد.
5- در تحسين کودکان خلاق باشيد.
هنگامي که فرزند شما درهدفي که دنبال مي کند به موفقيتي مي رسد يا مهارتي کسب مي کند، تنها به گفتن جمله«کارت خوب است» اکتفا نکنيد. به جزئياتي که آنها را موثر يافته ايد، اشاره کنيد. مثلاً بگوييد:«روشي که تو براي توصيف قهرمان در خلاصه کتابت انتخاب کردي، به قدري عالي است که من احساس مي کنم او زنده است». يا بگوييد:«روشي را که براي کشيدن آن درختها به کاربرده اي، بسيار مي پسندم.» اين طرز برخورد بسيار پر معنادارتر از آنست که به شکل خيلي رسمي به پشتش بزنيد و آفرين بگوييد.
به طور کلي درتشويق افراط نکنيد. يکي از معلمين کلاس چهارم مي گويد:«من سابقاً هر پنج شنبه جوايزي به بچه ها مي دادم اما متوجه شدم انگيزه و تلاش آنها بيشتر براي گرفتن جايزه است نه براي انجام صحيح تکاليف.» سعي کنيد فرزندتان اين مسئله را درک کند که رضايت و خشنودي واقعي، در انجام و اتمام يک کار است.
6- از خوب غذا خوردن کودکتان اطمينان داشته باشيد.
چنانچه فرزندتان بد اخلاق يا بهانه گيراست، اگر بيمار نباشد، احتمالاً گرسنه است. اگر زمان غذا خوردن نيست از ميان وعده ها استفاده کنيد، ولي به خاطر داشته باشيد که اين ميان وعده ها بايد حاوي مواد مغذي(داراي ارزش غذايي) باشد و صرفاً شکم پرکن نباشد. خوب خوردن ازتغييرات رفتاري ناگهاني (مانند بهانه گيري) مي کاهد و در بوجود آوردن احساس سلامتي و تندرستي موثر است. ميان وعده هاي مفيد عبارتند از: ماست کم چربي، ميوه تازه يا خشک، يا کره و مربا با نان کامل گندم.
7- لبخند بزن
براي يک کودک هيچ چيز به اندازه يک خنده شيرين اطمينان بخش نيست. اين خنده روشي مختصر و مفيد براي گفتن «دوستت دارم» مي باشد. در حالي که مي خنديد، سنگين و رسمي او را در آغوش بگيريد. به خاطر داشته باشيد تمامي اين لبخندها و در آغوش گرفتن ها، به همان اندازه که براي کودکتان خوب است، براي شما نيز مفيد است.
8- با دقت به حرفهاي کودکتان گوش دهيد
براي کودک هيچ چيز به اين اندازه مهم نيست که همه توجه تان به او باشد. دراين هنگام او آنچه را که در ذهنش است به شما مي گويد. آيا مي خواهيد شنونده بهتري باشيد؟ تمام حواستان را به کودک بدهيد . اگر زماني که شما مشغول پرداخت يا بررسي صورتحساب ها يا انجام کارهاي روزمره هستيد، فرزندتان با شما صحبت کرد، همه کارهايتان را کنار بگذاريد و تمام توجه تان را معطوف او کنيد. هيچگاه صحبت او را قطع نکنيد و ميان افکارش ندويد، حتي اگر تمام آنها را قبلاً شنيده باشيد.
فرصتهاي طلايي براي گوش سپردن به سخنان کودک با توجه کامل(و بدون اين که کلامش را قطع کنيد) يکي هنگام رانندگي است در حاليکه کودکتان همراهتان است و زمان مناسب ديگر، شب در رختخوابش مي باشد.
9- ايده آل گرايي محض را کنار بگذاريد
همه ما مي خواهيم فرزندانمان هر کاري را به بهترين نحو انجام دهند. اما هنگامي که ما اقدام به تکميل يا مرتب کردن کارهاي آنها مي کنيم ، ناخواسته اعتماد به نفس آنان را تضعيف مي کنيم.«کارين ايرلند» نويسنده کتاب «عزت نفس را در کودکان بالا ببريد» و هم درمقام يکمادرمي گويد:«چنانچه ما محلهايي را که او فراموش کرده تميز کند، دوباره تميز کنيم يا پيشخوان آشپزخانه را دوباره دستمال بکشيم، در واقع به کودکمان گفته ايم که او به اندازه کافي آن کار را درست و خوب انجام نداده است. متاسفانه کودکان به راحتي باور مي کنند به اندازه کافي شايستگي ندارند.
بار ديگر که مي خواهيد کار کودکتان را اصلاح کنيد، از خود بپرسيد:
1- آيا اين موضوع حياتي است يا به سلامتي مربوط است؟
2- آيا اين موضوع تا 10 سال ديگر به همين نحو باقي خواهد ماند؟
چنانچه جوابهاي شما منفي است- يعني چنانچه آن کار ، مسئله مهمي نيست- بگذاريد کارها را به همان نحو انجام دهد. مطمئناً کمک به کودک براي کسب مهارتهاي زندگي، قسمت بزرگي از وظيفه والدين است . اما تنها يک قسمت از وظيفه آنان را تشکيل مي دهد . ارتباط عاطفي بين شما و کودکتان بسيار مهمتر از اين موضوع است که مثلاً وقتي او ميز را مي چيند، چنگال را در جاي درست خود قرار داده است يا نه؟
10- به کودکتان ياد بدهيد مشکلاتش را حل کند
از بستن بند کفش گرفته تا عبورايمن ازخيابان، هر مهارتي که کودک شما بدست مي آورد، قدمي به سمت استقلال(اتکاء به نفس) وي مي باشد. در واقع حتي دانستن اين مطلب که او مي تواند با اين مسائل روبرو شود و آنها را حل کند، کمک مي کند که کودک شما احساس خوبي نسبت به خود داشته باشد. هنگامي که او با مشکلي مواجه مي شود؛ اعم از اينکه آن مشکل اذيت شدن توسط همبازيش باشد يا شکست در چيدن تکه هاي پازل در کنار هم، شما مي توانيد بدين ترتيب به او کمک کنيد:
1- مشکل او را بشناسيد
2- راه حلي را که او به نظرش مي رسد، بپرسيد.
3- مشخص کنيد چه کارهايي به حل آن مسئله يا مشکل مي انجامد
4- در مورد اين که او خودش به تنهايي مي تواند پيش برود يا به کمک شما نياز دارد، تصميم گيري کنيد.
5- چنانچه به کمک شما نياز داشت، وي را مطمئن کنيد که به او کمک خواهيد کرد.
11- به فرزندتان فرصتهايي دهيد تا خود را نشان دهد.
هر کودکي استعداد يا مهارت ويژه دارد. چرا به او اجازه نمي دهيد که کمي از آن را نشان دهد. آيا او کتاب خواندن را دوست دارد؟ از او بخواهيد هنگامي که آشپزي مي کنيد، برايتان کتاب بخواند.آيا او حسابش خوب است؟ هنگامي که به خريد مي رويد بگذاريد او انتخاب کند کدام کالا بيشتر مي ارزد. «کارين ايرلند» مي گويد:«هنگامي که شما در کارهاي مورد علاقه کودکتان شريک مي شويد و نشان مي دهيد که تحت تاثير انجام آن کارها قرار گرفته ايد، مرحله ديگري ازعزت نفس را در او به ظهور رسانده ايد.»
بچه ها ...
وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند.
وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند.
وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.
وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند.
وقتی با تمسخُر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند.
وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند.
اما ...
اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند.
اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند.

